تراز کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هموار و مستوی کردن چیزی. || قرار دادن تراز در آخر حساب. بالانسه. ( فرهنگستان ). معادل کردن دو ستون دخل و خرج در دفاتر حساب، اعم از دفاتر بانکی یا بازرگانی. || نقش و نگار کردن:
گهی ز میغ زند بر مه دوهفته رقم
گهی ز مشک کند بر گل بنفشه تراز.قطران ( از انجمن آرا ).
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی و برطرف کردن آن.
( مصدر ) ۱- تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی. ۲- هموار کردن سطح زمین مسطح ساختن زمین یا چیزی دیگر.
{align} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] قرار دادن و تنظیم کردن متن در صفحۀ وب یا بر صفحۀ کاغذ
{levelling} [مهندسی نقشه برداری] عمل قرار دادن یک امتداد، صفحه یا مدل تصویرسنجی در وضعیت افقی
تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی و برطرف کردن آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه غم ار به جد گرفتی ز من احتراز کردن؟ نتوان گرفت از من به گذشته ناز کردن
💡 دل و دین فدای طورت، به کدام مذهب است این می مدعی کشیدن، ز من احتراز کردن؟
💡 تو گلی و من زبویت چو نسیم صبحگاهی بچه رو توانم ای گل ز تو احتراز کردن
💡 تو به خویشتن چه کردی؟ که به ما کنی «نظیری» به خدا که واجب آمد ز تو احتراز کردن
💡 اگر خاک برداری بیش از حد لازم انجام شود برای تراز کردن کف پی و پر کردن فضای خالی از بتن مگر استفاده میشود.