حروم

لغت نامه دهخدا

حروم. [ ح َ ] ( ع ص، اِ ) ناقه ای که سالها بار نگیرد بی آنکه ستاغ باشد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(حُ رُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ حریم.

فرهنگ فارسی

ناقه که سالها بار نگیرد بی آنکه ستاغ باشد

ویکی واژه

جِ حریم.

جمله سازی با حروم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور زانک نعوذ بالله این وصف تو نیست محرومی ازین صفات داغ تو بس است

💡 راستی را که نجات دنیا دیوانگی بوده‌است و فرار از محرومیت‌ها و شکنجه‌ها و صلیب چه لذتبخش!

💡 ماده ۷ این قانون می‌گوید: اشخاص زیر از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم هستند

💡 به یاران نوت در طرح بزم عشرت افکندن به خاطر می‌رسد محرومی یار کهن یا نه

💡 به غیر من ز تو محروم در جهان کس نیست ولی ز پستی طالع ز تیره‌بختی من

💡 من محروم را چندین نم از چشمی نبودی هم اگر زان کوی مشتی خاک در دامان من بودی

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز