حراسین
مترادفها
نگهبانان، پاسداران، محافظان
متضادها
مهاجمان، متجاوزان، دشمنان
لغت نامه دهخدا
حراسین. [ ح َ ] ( ع ص، اِ ) شتران لاغر ( واحد آن نیامده ). ( منتهی الارب ). مجهوده از ابل. || سالهای قحطناک. ( منتهی الارب ).
نگهبانان، پاسداران، محافظان
مهاجمان، متجاوزان، دشمنان
حراسین. [ ح َ ] ( ع ص، اِ ) شتران لاغر ( واحد آن نیامده ). ( منتهی الارب ). مجهوده از ابل. || سالهای قحطناک. ( منتهی الارب ).