تیج. ( اِ ) نخ ابریشم. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). ابریشم خام. ( ناظم الاطباء ). || پنبه ای که آن را بدست از هم بگشایند و بعضی گویند پنبه ریزهائی است که در وقت حلاجی کردن بر سر و ریش استاد حلاجی می چسبد. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا )( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || به معنی پیچیده و فشارده هم هست. و امر به این معنی باشد یعنی بپیچ و بیفشار. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). || تیر را نیز گویند که به عربی سهم خوانند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). تیر را گویند که از کمان بیندازند. ( فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). || پهلوی «تیج »... در گیلکی «تیج » به معنی تیز است و در طبری «تِج » به معنی تند و تیز... ( حاشیه برهان چ معین ).
(تِ ) (اِ. ) ۱ - جوانه، جوانه درخت. ۲ - ابریشم خام.
= تژ
۱. ابریشم خام.
۲. پنبۀ ریزکرده.
جوانه درخت، ابریشم خام، پنبه ریزکرده
( اسم ) برگ نو بر آمده از درخت جوانه.
نخ ابرایشم ابرایشم خام پنبه که آن را بدست از هم بگشایند و بعضی گویند پنبه ریزهائی است که در وقت حلاجی کردن بر سر و ریش استاد حلاجی می چسبد
جوانه، جوانه درخت.
ابریشم خام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نتیجه ای که زافکار نیم جان من است وبال چشم و دماغ و تن و توان من است
💡 به فر بخت تو دایم به شش نتیجهٔ خوب ز بهر جشن تو آبستن است شش مسکن
💡 تو ای نتیجهٔ دولت نجات احراری که با تو دولت پاینده را مناجات است
💡 عمری که در نتیجهاش عمرم تمام شد عارف، هزار شکر، گذشت ار چه بد گذشت
💡 آهم به چرخ رفت و سرشکم به خاک ریخت اکنون نتیجه دل پر غم شد آشکار