تمویل

لغت نامه دهخدا

تمویل. [ ت َ ] ( ع مص ) مالدار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). مالدار گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اصطلاح علم شمار ) بیرونی آرد: تمویل مال کردن بود. ازایرا که چون عدد را اندر مثل او زنیم آنچه گردآید او را مال خوانند همچون هفت که اندر هفت زنی چهل و نه گرد آید و این مال هفت است. ( از التفهیم بیرونی چ همایی ص 42 ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) مال کردن، به قوة دو رسانیدن، عددی را در نفس خود ضرب کردن.

فرهنگ عمید

مال دار ساختن، صاحب مال گردانیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مال کردن بقو. دور سانیدن عددی را درنفس خودضرب کردن. جمع: تمویلات.

ویکی واژه

مال کردن؛ به قوة دو رسانیدن، عددی را در نفس خود ضرب کردن.

جمله سازی با تمویل

💡 شهر هرات دارای چندین هتل معروف است. زیباترین و مجلل‌ترین هتل هرات هتل پنج ستاره است، پنج ستاره میزبان وزیران خارجهٔ کشورهای عضو اکو بود، هتل پنج ستاره با نمای دلچسب توسط مهندسان خارجی و تمویل از بودجهٔ گمرک هرات توسط محمد اسماعیل‌خان استاندار پیشین هرات در سال ۱۳۸۵ ساخته شده‌است.

💡 بالاثر همکاری کشورهای مساعدت‌کننده، تمامی وزارات افغانستان استراتژی و برنامه ۵ ساله یا اضافه از آن را طرح‌ریزی نموده‌اند. استراتژی وزارت مالیه افغانستان از سال ۱۳۸۸ الی ۱۳۹۲می‌باشد. در این مدت طرح شده‌است تا به تدریج کمک‌های خارجی تنزیل یافته و ۸۰ درصد بودجه داخلی از طریق منابع داخلی تمویل گردد.

💡 مصرف عملی، پولی است که به هزینه روزمره دولت مانند معاشات کارمندان و پلیس، مصارفات و خدمات دفاتر وادارات دولتی و خریداری وسایل و ماشین آلات و وسایط نقلیه به مصرف می‌رسد. بسیاری از این مصارف از مالیات و دیگر منابع داخلی تمویل می‌گردند. مصرف عملی سال ۱۳۸۹ مبلغ ۲٫۳۹۷ میلیارد دلار می‌باشد.