حق گو

فرهنگ معین

(ی ) (حَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. )۱- حقیقت - گوی، راست گوی. ۲ - مرغ حق، مرغ شباویز.

فرهنگ عمید

گویندۀ حقیقت، راست گو.

ویکی واژه

۱- حقیقت - گوی، راست گوی.
مرغ حق، مرغ شباویز.

جمله سازی با حق گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زحرف حق نکنند احتراز حق گویان روند ب ر سر دار و ولی سرافرازند

💡 چو قطره سوی بحر آمد نکو شد اناالحق گوی در معنی هم او شد

💡 شکر حق گوید ترا ای پیشوا آن لب و چانه ندارم و آن نوا

💡 اناالحق گوی تا چون او شوی باز نمود عشق گردی اندرین راز

💡 بنوش آن جام چون مردان تو مطلق که خودحق گوید از مستی اناالحق

💡 نبُد منصور الّا نفخهٔ ذات اناالحق گوی کل در عین ذرّات

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز