«خیدن» واژهای در زبان فارسی است که در فرهنگهای لغت به معنای «خم شدن» یا «کج گردیدن» آمده است. این واژه در لغتنامه دهخدا به صورت مصدر ذکر شده و معنای اصلی آن خم شدن، کج شدن یا دگرگون شدن از حالت راست دانسته شده است. در برخی منابع مانند فرهنگ معین و فرهنگ عمید نیز «خیدن» معادل «خمیدن» معرفی شده است. به همین دلیل برخی زبانشناسان احتمال میدهند که این واژه در اصل دگرگونشده «خمیدن» باشد. افزون بر این، در بعضی فرهنگها معنای دیگری نیز برای آن ذکر شده است و آن «پنبه زدن» یا «حلاجی کردن پشم و پنبه» است. در این معنا «خیدن» به کاری گفته میشود که طی آن الیاف پشم یا پنبه را باز و نرم میکنند. در منابع زبانشناسی احتمال داده شده که این واژه از نظر ریشه با واژهای در زبان سانسکریت به صورت «sīvyati» همریشه باشد که معنای «دوختن، بخیه زدن یا به هم پیوستن» دارد. بنابراین «خیدن» در فارسی بیشتر به معنای خم شدن و کج شدن به کار میرود. در کنار آن در برخی کاربردهای قدیمی به عمل حلاجی و باز کردن الیاف پشم یا پنبه نیز گفته شده است.
خیدن
لغت نامه دهخدا
خیدن. [ دَ ] ( مص ) کج شدن. خم گردیدن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ) ( دگرگون شده خمیدن ؟ ). || پنبه زدن یا حلاجی کردن پشم و پنبه. ( ناظم الاطباء ). فلخمیدن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) خمیدن.
فرهنگ عمید
= خمیدن
ویکی واژه
احتمالاً همریشه با سانسکریت सीव्यति (sīvyati, “دوختن، بخیه زدن؛ متصل کردن”).
خمیدن. (!)
(معنی بازساخته) به هم پیوستن