کلمهی «تلان» در فارسی دارای چند معنی متفاوت است که بسته به زمینه کاربرد متفاوت است. در برخی متون کهن و فقهی، «تلان» به معنای تالان، تاراج، غارت و یغما است؛ یعنی تصرف و چپاول اموال یا دارایی دیگران. این معنی بیشتر در متون تاریخی و ادبی برای توصیف جنگها یا غارتها به کار رفته است. در متون عربی - فارسی قدیم، «تلان» به معنای اکنون و الان نیز آمده است. ریشه آن از واژه «الان» گرفته شده و پیشوند «ت» به آن افزوده شده است. در منابع لغت و فرهنگهای فارسی، «تلان» همچنین به معنای چاق، بسیار فربه و تنومند به کار میرود و برای توصیف انسان یا حیوان سالم و قوی استفاده میشود. بنابراین، این واژه هم میتواند عمل غارت و تاراج، هم زمان حاضر و اکنون، و هم ویژگی فیزیکی تنومند بودن یا فربه بودن را بیان کند. کاربرد دقیق آن بستگی به زمینه متن دارد و در ادبیات فارسی یا متون تاریخی متفاوت است.
تلان
لغت نامه دهخدا
تلان. [ ت َ ]( اِ ) تالان و تاراج و غارت و یغما. ( ناظم الاطباء ).
تلان. [ ت َ ] ( ع ق ) اکنون. اصل آن، الان است و «ت » را بر آن افزودند چنانکه در تحین. ( منتهی الارب ). الان و اکنون. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). وصلینا کمازعمت تلانا؛ ای الان. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ لّ ) (ص. ) بسیار فربه، چاق.
فرهنگ عمید
چاق، بسیارفربه، تنومند.
فرهنگ فارسی
چاق، بسیار، فربه وتنومند
اکنون. اصل آن الان است و ت را بر آن افزودند چنانکه در تحین.