تباعد

لغت نامه دهخدا

تباعد. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص )از یکدیگر دور شدن. ( زوزنی ). دور شدن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). از همدیگر دور شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). ضد تقارب. ( اقرب الموارد ). دوری. ( ناظم الاطباء ). || دور از حقیقت. دوراز واقع. دروغ گونه: نظم این آیات پیش از استنباط رویت چون تباعدی می نماید. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ معین

(تَ عُ ) [ ع. ] (مص ل. ) از یکدیگر دوری کردن.

فرهنگ عمید

دوری کردن.

فرهنگ فارسی

ازیکدیگردورشدن، ازهم دورکردن
۱- ( مصدر ) از یکدیگر دور شدندوری جستن دوری نمودن مقابل تقارب. ۲- ( اسم ) دوری.۳- ( اسم ) وا گرایی
از یکدیگر دور شدن. دور شدن. از همدیگر دور شدن. ضد تقارب. دوری.

ویکی واژه

از یکدیگر دوری کردن.

جمله سازی با تباعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و عن سفیان قال: قال عیسی بن مریم: تقرّبوا الی اللَّه، ببغض اهل المعاصی، و التمسوا رضوانه بالتباعد منهم، قالوا: فمن نجالس؟ قال: من یذکر کم اللَّه رؤیته و یرغبکم فی الآخرة عمله و یزید فی فهمکم منطقه.

💡 قال: «من قرأ و الصاّفات اعطی من الاجر عشر حسنات بعدد کلّ جنّی و شیطان و تباعدت منه مردة الشّیاطین و بری‌ء من الشّرک و شهد له حافظاه یوم القیمة انّه کان مؤمنا بالمرسلین».

💡 و فی قراءة ابن مسعود و ابی الدّرداء و الذکر و الانثی. قوله: إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّی هذا جواب القسم، ای انّ عملکم و کسبکم لمختلف و متباعد جدّا فساع للدّنیا الفانیة و المعصیة و العقاب و ساع للدّار الباقیة و الطّاعة و الثّواب یدلّ علیه‌

💡 و قال: «من نظر الی البیت ایمانا و احتسابا غفر اللَّه له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر» و «من صلّی خلف المقام رکعتین غفر له، و یحشر فی الآمنین یوم القیامة» و «من صبر علی حرّ مکة ساعة من النّهار تباعدت منه النّار مسیرة خمسمائة عام.»

💡 و قال زیدبن علی: المروة انصاف من هودونک، والسمو الی من هو فوقک والجزاء بما اتی الیک. و قیل الضمره: ما المروة؟ قال التباعد من الخلق لدنی. قیل لبزر جمهر: ما المروة؟ قال حسن العشرة، و حفظ الفرج و اللسان و ترک المرء ما یعاب به. قال تیمیة الهجیمی: لادین الا بمردة.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز