درآمده

لغت نامه دهخدا

( درآمده ) درآمده. [ دَ م َ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) داخل شده. ( ناظم الاطباء ). واردشده. دخیل: بازل؛ شتر هشت ساله به نهم درآمده. ( دهار ).
- درآمده خلقت؛ عربک. متداخل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
|| فرورفته: قَعِس؛ درآمده پشت. ( منتهی الارب ). هَضم؛ درآمده شکم گردیدن. ( از منتهی الارب ). || برون شده. || صادرگشته. || آشکارشده. پدیدگشته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به درآمدن شود.

فرهنگ فارسی

( در آمده ) داخل شده یا فرو رفته یا برون شده

جمله سازی با درآمده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه پی شکار باسب اندرآمده است لیکن بنقد کرده ازآن شکار اسب(؟)

💡 در ماه مه ۲۰۱۶ متوسط دستمزد اسمی ماهانه به زیر ۴۵۰ دلار در ماه کاهش یافته‌است، و مالیات بر درآمد افراد در اکثر درآمدها به میزان ۱۳٪ قابل پرداخت است. تقریباً ۱۹٫۲ میلیون روس در سال ۲۰۱۶ زیر خط فقر ملی زندگی می‌کردند.

💡 از بس به شوق دیدنت از جا درآمده چون شمع بر سر مژه باشد نگاه ما

💡 ابوالعبّاس دینوری گوید ابوحفص گفت تا خدایرا بشناخته ام در دلم نه حق درآمده است و نه باطل.

💡 نه مرد عشق تو بودم ازین طریق، که عقل درآمده است به سر، با وجود دانایی

💡 ز پا درآمده در خون نشسته آن صیدم که رستم از غم و راحت نشست صیادم

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز