تپلی
مترادفها
چاق، تپل، گوشتی
متضادها
لاغری
فرهنگ فارسی
( صفت ) گرد و چاق.
دانشنامه عمومی
تپلی (داستان کوتاه). تپلی ( به فرانسوی: Boule de Suif ) نام داستان کوتاهی نوشته گی دو موپاسان، نویسندهٔ اهل فرانسه است. این داستان کوتاه یکی از مشهورترین نوشته های ادبی جهان است.
جمله سازی با تپلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به تپلیهای پردردسر اشاره نمود.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به المپیک مارسی، باشگاه فوتبال آستریا وین، تپلیس، اسپارتا پراگ، بلشانی، و اسلاویا پراگ اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به تپلیس، باشگاه فوتبال توکیو وردی، و باشگاه فوتبال توکیو وردی، اشاره کرد.
💡 دختر کوچک و تپلی که با لبخند در آغوش مادرش میلرزید، توجه تمام مهمانان را در طول مراسم تولد خود به شکلی بسیار شیرین جلب کرد.
💡 او همیشه به عنوان یک کودک تپلی و بامزه در محله شناخته میشد که با رفتارهای ساده و معصومانه خود، شادی را به دل همسایهها میآورد.
💡 در عکسهای قدیمی خانواده، آن کودک تپلی که با چشمانی درخشان به دوربین نگاه میکرد، اکنون به مردی بالغ و بسیار موفق تبدیل شده است.