فرهنگ معین
(تَ. رَ ) (اِمر. ) آستر، رنگی که ابتدا به روی تابلو می زنند و بعد رنگ اصلی را به کار می برند.
(تَ. رَ ) (اِمر. ) آستر، رنگی که ابتدا به روی تابلو می زنند و بعد رنگ اصلی را به کار می برند.
۱. نخستین رنگ که نقاش به در و پنجره یا دیوار می زند، آستر.
۲. (نقاشی ) رنگی که ابتدا بر روی تابلو می زنند و سپس رنگ های اصلی را به کار می برند.
۳. [مجاز] اثری خفیف و اندک از هرچیزی.
( اسم ) آستر رنگی کم رمق که بوسیل. آن جای عوامل و عناصر یک تابلو مشخص میشود. نقاش بروی ته رنگ رنگ اصلی را قرار میدهد.
آستر، رنگی که ابتدا به روی تابلو میزنند و بعد رنگ اصلی را به کار میبرند.
💡 سرانگشتش به دندان گشته رنگین به ناخن کنده از مه خال مشکین
💡 بنوش باده گلرنگ و رو به بستان کن هزار نکته رنگین به برگ لاله بگیر
💡 زمین چو دکهٔ صباغ گشته رنگارنگ هوا چو طبلهٔ عطار گشته عنبربیز
💡 فتاده است به آن رو شکسته رنگی من حریف چهره من کان مومیایی نیست
💡 هوای فاخته رنگست و ابر بلبل فام بریز خون خروس ای نگار کبک خرام
💡 آن کعبهٔ دل گرفته رنگ است هنوز با ماش به پای پیل جنگ است هنوز