خصائص
مترادفها
ویژگیها، خصوصیات
لغت نامه دهخدا
خصائص. [ خ َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ خَصیصَة. ( یادداشت به خط مؤلف ). مأخوذ از عربی بمعنی خاصیتها و اختصاصات و شایستگیها و سزاواری ها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ خصیصة که بمعنی خوها و اثرها باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ج ِ خاصّیّة. ( اقرب الموارد ) ( محیط المحیط ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع خصیصه خاصیتها اختصاصات شایستگیها سزاواریها.
جمه خصیصه ماخوذ از تازی بمعنی خاصیتها و اختصاصات و شایستگیها و سزاواری ها.
جمله سازی با خصائص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام ذهبی در سیر اعلام و النبلا از او نقل میکند که فرمودند: «موقعی که به دمشق رفتم به علت تبلیغات سوء امویان، مردم از امام علی کرم الله وجهه به بدی یاد میکردند و از او روی گردان بودند، تصمیم گرفتم کتاب «خصائص امام علی علیهم السلام» را تصنیف کنم امید داشتم خداوند آنان را هدایت کند».
💡 همچنین احکام را به خصائص ستارگان مربوط می دارند نه طبایع آنها. مثلا زحل را سعد اکبر می دانند چرا که جرمش عظیم است و جایگاهش رفیع و می پندارند که همین ستاره است که سعادتی خالی از نحوست، اعطا همی کند.