لغت نامه دهخدا
حل شدن. [ ح َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آب شدن. || حل شدن مشکل؛ مرتفع شدن آن:
باش تا حس های تو مبدل شود
تاببینی شان و مشکل حل شود.مولوی.ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بی قیل وقال.مولوی.
حل شدن. [ ح َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آب شدن. || حل شدن مشکل؛ مرتفع شدن آن:
باش تا حس های تو مبدل شود
تاببینی شان و مشکل حل شود.مولوی.ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بی قیل وقال.مولوی.
آب شدن
dissolversi
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترکیه در اواخر دهه ۱۹۷۰ شاهد درگیریهایی بین گروههای چپگرا و راستگرا بود که منجر به کودتای ۱۹۸۰ ترکیه شد. پس از این کودتا احزاب سیاسی از جمله حزب رستگاری منحل شدند. اردوغان پس از این کودتا از شرکت حمل و نقل خارج شد و در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۸۲ خدمت سربازی خود را آغاز کرد.
💡 کلوپ اسپرت ارامنه از نخستین باشگاههای فوتبال در ایران بود. تیم اسپرت ارامنه در اولین دوره رسمی جام باشگاههای تهران در سال ۱۳۰۲ به همراه کلوپ ایران و توفان حضور داشته است. این تیم با شرکت بازیکنان ایرانی ارمنی و ایرانی مسلمان تشکیل شد که تا سال ۱۳۱۶ دوام آورد. از بازیکنان ایرانی مسلمان میتوان از مظاهری و بلورفروشان نام برد. پس از منحل شدن این تیم، در سال ۱۳۲۰ تیمی دیگر با همان نام اسپرت از بازیکنان فقط ارمنی تشکیل شد.