حجج

مترادف‌ها

دلایل، براهین، استدلال‌ها

متضادها

شک، انکار، تردید

لغت نامه دهخدا

حجج. [ ح ُ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ حجت، حجتها؛ حجج الاسلام. || اسناد و حکم نامه ها: دیگر احتیاط در اموری که تعلق به نوشتن حجج و وثائق و انواع کتب و اصناف حکم نامه ها... ( تاریخ غازانی ص 233 ).
حجج. [ ح ُ ج ُ ] ( ع اِ ) راه های کنده شده. ( منتهی الارب ). || جراحات که غور آن بمیل دریافته باشند. ( منتهی الارب ).
حجج. [ ح ِ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ حِجة. ( ترجمان عادل بن علی ). سالها.

فرهنگ معین

(حُ جَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ حجت، دلایل.

فرهنگ عمید

= حجت

فرهنگ فارسی

جمع حجه
( اسم ) جمع حجت. یا حجج اسلام. جمع حجت اسلام ( حجه الاسلام ) حجه الاسلامان.
سالها

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی حِجَجٍ: حج ها -سالها(چون هرسال شامل یک حج اکبر می گردد)
تکرار در قرآن: ۳۳(بار)

ویکی واژه

جِ حجت؛ دلایل.

جمله سازی با حجج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اعضای هیات امنای این آستان در سال۱۴۰۱؛ حجج الاسلام مهدی جبرئیلی و مصطفی سیفی و حنان احمدنژاد و محمد رضا کامیاب و مهندس جعفر واثقی و دکتر حسین حسین زاده نوری و یوسف صابری از طرف سازمان اوقاف و امور خیریه کشور منصوب شدند

💡 تولای نوریان به ابی الحسن احمدبن محمد النوری رضی اللّه عنه باشد و وی یکی از صدور علمای متصوّفه بود و مشهورتر از نور میان ایشان به مناقب لامع و حجج قاطع. و وی را اندر تصوّف مذهبی پسندیده و قاعده‌ای گزیده است. قانون مذهبش تفضیل تصوّف باشد بر فقر و معاملاتش موافق جنید باشد.

💡 ز عترتش حجج اللّه بر سبیل بدل همیشه بوده و هستند مخفی و مظهر

💡 حجج بالغه شرع بیاراست چنانک شست از صفحه دین حکمت یونانی را

💡 حاجیانرا بپرستیدن بیت از تو حجج کس مناسک نشناسد زتو امسال بحج

💡 وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ بحجج اللَّه ثمّ یقال لهم ثالثا: هذا یَوْمُ الْفَصْلِ ای هذا یوم الجزاء و یوم یفصل بین اهل الجنّة و النّار فیبعث فریق الی الجنّة و فریق الی النّار، جمعناکم فیه و الاوّلین من الامم الماضیة.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران