جلس

لغت نامه دهخدا

جلس. [ ج َ ] ( ع ص، اِ ) زمین درشت. || شهد سطبر. ( منتهی الارب ). عسل غلیظ. ( اقرب الموارد ). || شتر فربه استوار. || درخت سطبر. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || بقیه شهد در خنور. ( منتهی الارب ). بقیه عسل که در ظرف بماند. ( از اقرب الموارد ):
و ما جلس ابکار اطاع لسرحها
جنی ثمر بالوادیین و شوع.طرماح ( از اقرب الموارد ).|| زنی که دائم بر در خانه نشیند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || زن شریفه. ( منتهی الارب ). || زمین نجد. || اهل مجلس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کولاب در دشت. || وقت. || تیر دراز. || می. ( منتهی الارب ). || کوه بلند و دراز. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).
جلس. [ ج َ ] ( ع مص ) رفتن به نجد. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): ان کنت تارک ما امرتک فاجلس؛ بمعنی این که اگر آنچه را که بدان فرمان میدهم ترک کنی برو به نجد. ( از اقرب الموارد ).
جلس. [ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) همنشین. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به جلیس شود. || مرد گنگلاج. ( منتهی الارب ).
جلس. [ ج ِ ]( اِخ ) و قنان نام دو کوه است. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

وقنان نام دو کوه است

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)

جمله سازی با جلس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنشاندمش به مجلس و از زلفکان او از بهر خویش‌کردم بالین و بسترا

💡 دهر خود مجلس می نیست کلیم، از چه سبب کس در او آگهی از کار خبردار ندید

💡 حیرت افزود مرا ساقی مجلس، که به جام، باده مدعی و خون مرا یکسان ریخت

💡 عمر دوباره از نفس گرم شیشه یافت در مجلس شراب چراغی که شد خموش

💡 بود مجلس خاص شاه جهان ننازد به این برج چون آسمان؟

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز