جدا کردن به معنای تفکیک یا انزوا از یکدیگر است که میتواند در زمینههای مختلفی از جمله روابط انسانی، اجتماعی، و حتی طبیعی به کار رود. این فرآیند میتواند به دلایل متعددی از جمله تفاوتهای فرهنگی، اعتقادی یا رفتاری اتفاق بیفتد. جدا کردن ممکن است به صورت آگاهانه و یا ناآگاهانه انجام شود و میتواند تأثیرات عمیق و گستردهای بر روی افراد و جوامع بگذارد. از نظر اجتماعی، جدا کردن میتواند به شکل جدایی در گروههای اجتماعی و یا خانوادهها نمایان شود. این نوع جدایی ممکن است به احساس تنهایی و انزوا منجر شود و بر روی سلامت روانی افراد تأثیر منفی بگذارد. در عرصههای فرهنگی، عدم درک متقابل و تفاوت در ارزشها میتواند به ایجاد فاصله و جدایی میان گروهها و اقوام مختلف منجر شود. در نهایت، جدا کردن نه تنها میتواند مانع از ایجاد ارتباطات موثر و سازنده شود، بلکه میتواند به بروز تنشها و درگیریهای اجتماعی نیز منجر گردد. بنابراین، اهمیت توجه به این موضوع و تلاش برای کاهش جداییها و ایجاد همبستگی بیشتر در جوامع ضروری است.
جدا کردن
لغت نامه دهخدا
جدا کردن. [ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تفریق نمودن. مفروق کردن. از هم سوا کردن. علیحده کردن
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه جدا کردن
صف شکن عباس را در پای نهر علقمه هر دو دست از کین، جدا کردند از پیکر، دریغ
مرا نتوان به تیغ از درد بی درمان جدا کردن که از هر بند خود با درد پیوندی جدا دارم