جامه دران

جامه دران

معنای اصلی این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد از شدت اندوه، عشق، شور، هیجان یا بی‌قراری، جامه و لباس خود را می‌درد و پاره می‌کند. در فرهنگ و ادبیات کهن فارسی، «جامه دریدن» نشانه اوج احساسات درونی انسان بوده و معمولاً در سوگواری، عشق شدید، شوق عرفانی یا غم فراوان دیده می‌شده است. به همین دلیل، «جامه‌دران» هم به معنای «جامه‌درنده» و هم به معنای «کسی که در حال جامه دریدن است» به کار رفته است. شاعران بزرگی مانند مولوی، سعدی، خاقانی و حافظ این تعبیر را برای نشان دادن شدت شور و بی‌تابی عاشقانه یا اندوه عمیق استفاده کرده‌اند و آن را نمادی از فوران احساسات انسانی دانسته‌اند. علاوه بر معنای ادبی، «جامه‌دران» در موسیقی سنتی ایران نیز نام یکی از گوشه‌ها و نغمه‌های مشهور در دستگاه‌هایی مانند شور، همایون و افشاری است. در روایت‌های تاریخی آمده که این نغمه از ساخته‌های «نکیسا» موسیقی‌دان مشهور دوره ساسانی بوده و چنان شور و هیجانی در شنوندگان ایجاد می‌کرده که آنان از شدت تأثر و وجد، جامه‌های خود را می‌دریدند و به همین دلیل این نغمه «جامه‌دران» نام گرفته است. در موسیقی ایرانی، گوشه جامه‌دران معمولاً حال و هوایی سوزناک، پرشور و عاطفی دارد و برای بیان احساسات عمیق به کار می‌رود. این واژه در متون عرفانی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد و گاهی نشانه بی‌خودی عاشق در برابر معشوق یا شور عارف در برابر حقیقت الهی شمرده می‌شود. بنابراین «جامه‌دران» واژه‌ای چندمعنایی است که هم به حالت شدت احساس و بی‌قراری انسان اشاره دارد و هم نام یکی از نغمه‌ها و گوشه‌های مهم و قدیمی موسیقی ایرانی به شمار می‌آید.

لغت نامه دهخدا

جامه دران. [ م َ / م ِ دَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) چاک زنان در جامه. ( ناظم الاطباء ). درحال جامه دریدن:
صبح شد از وداع شب با دم سرد و خون دل
جامه دران گرفت کوه اینت وفای صبحدم.خاقانی.خلق چندان جمع شد بر گور او
موکنان جامه دران در شور او.مولوی.اینان که بدیدار تو در رقص نیایند
چون میروی اندر طلبت جامه درانند.سعدی.نه گل از دست غمت رست نه بلبل در باغ
همه را نعره زنان جامه دران میداری.حافظ.
جامه دران. [ م َ / م ِ دَ ] ( اِخ ) نام نوائی است از جمله مصنفات نکیسا و این نوا را چنان نواخت که همه حضار از شور و شوق جامه های خود را بر تن دریدند بنابراین آنرا ره جامه دران نامیدند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نوائی از موسیقی. راه جامه دران:
مطرب بنوائی ره ما بیخبران زن
ما جامه درانیم ره جامه دران زن.شیخ عبدالسلام پیامی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. دَ ) ۱ - (ص فا. ) در حال جامه دریدن از روی بی قراری و غم و یا وجد. ۲ - (اِ. ) گوشه ای در دستگاه شور و همایون و افشاری. ۳ - از الحان قدیم ایرانی.

فرهنگ عمید

۱. (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه های شور، همایون، و افشاری. &delta، گویند از ساخته های نکیسا بوده و آن را چنان می نواخته که حضار از شور و هیجان جامه بر تن می دراندند: مطرب، به نوایی ره ما بی خبران زن / ما جامه درانیم ره جامه دران زن (عبدالسلام پیامی: لغت نامه: جامه دران ).
۲. (قید ) [قدیمی] در حال جامه دریدن در هنگام سوگواری، شوروهیجان، و امثال آن: خلق چندان جمع شد بر گور او / موکنان جامه دران در شور او (مولوی: ۶۱ ).

فرهنگ فارسی

۱- ( صفت ) جامه درنده. ۲- در حال جامه دریدن.۳- ( اسم ) گوشه ای در دستگاه شور
نام نوائیست از مصنفات نکیسا

جمله سازی با جامه دران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هستی تو اگر شاد به رنجیدن خسرو من سینه کنم پاره، تو گر جامه درانی

💡 جامه دران رسید گل از بهر داد ما زان می‌دریم جامه به بوی وصال گل

💡 اگر از باد صبا خاک درش می جوئی همچو غنچه به هوا جامه دران باید جست

💡 دل دست جفا به سر زنان از دیده فریادکنان جامه دران از دیده

💡 بر روی تو هر دم نگران می گردم در کوی غمت جامه دران می گردم

مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز