نعره

نعره به معنای صدای بلند و خشن است که معمولاً از حیوانات، به ویژه درندگان یا حیوانات بزرگ، شنیده می‌شود. این کلمه همچنین می‌تواند به صدای بلندی که انسان‌ها در مواقع خاص مانند خشم، ترس یا شادی تولید می‌کنند، اشاره داشته باشد.

منشاء و کاربرد:

این کلمه معمولاً به صدای بلند و خشن حیواناتی مانند شیر، ببر و یا دیگر درندگان اطلاق می‌شود. این صداها می‌توانند برای ترساندن شکار، برقراری ارتباط با دیگر اعضای گروه یا نمایش قدرت و تسلط به کار روند.

کاربرد در انسان‌ها:

در انسان‌ها، این کلمه می‌تواند به معنای فریاد زدن، به ویژه در شرایطی که احساسات شدید مانند خشم یا ترس وجود دارد، به کار رود. به عنوان مثال، فردی ممکن است در یک موقعیت خطرناک یا در حین ورزش‌های هیجان‌انگیز نعره بزند.

در ادبیات و هنر:

در ادبیات فارسی، این واژه به عنوان نمادی از قدرت، خشونت یا احساسات شدید به کار می‌رود. شاعران ممکن است از این کلمه برای توصیف احساسات عمیق یا صحنه‌های هیجان‌انگیز استفاده کنند. به عنوان مثال، نعره‌ای از دل یک قهرمان در میدان نبرد می‌تواند نشان‌دهنده شجاعت و اراده او باشد.

تفاوت با صداهای دیگر:

این غرش به صدای خشن و بلندی اشاره دارد که با فریاد یا جیغ متفاوت است. فریاد ممکن است نرم‌تر و با احساسات مختلفی همراه باشد، در حالی که نعره بیشتر به قدرت و خشونت اشاره دارد.

لغت نامه دهخدا

( نعرة ) نعرة. [ ن َ رَ ] ( ع اِ ) آواز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به نعره شود. || آواز خیشوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج، نعرات.
- نعرةالنجم؛ وزش باد و سختی گرمی وقت طلوع آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). وزش باد با سختی گرما وقت طلوع آن ستاره. ( ناظم الاطباء ).
|| ( مص ) بانگ کردن و آواز دادن از خیشوم. ( از ناظم الاطباء ). نُعار. ( از منتهی الارب ). || جوشیدن خون از رگ، یا با بانگ برآمدن خون از رگ. || رفتن در بلاد. ( از ناظم الاطباء ).
نعرة. [ ن َ ع َ رَ ] ( ع اِمص ) بزرگ منشی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کبر. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). خودبینی. ( ناظم الاطباء ). نُعَرَة. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) کار که بدان آهنگ نمایند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کار مقصود. کاری که آهنگ وی کنند. نُعَرَة. ( ناظم الاطباء ).
نعرة. [ ن َ ع ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث نَعِر. رجوع به نَعِر شود.
نعرة. [ ن ُ رَ ] ( ع اِ ) بن بینی، یا اندرون آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خیشوم. ( اقرب الموارد ). نُعَرَة. ( ناظم الاطباء ).
نعرة. [ ن ُ ع َ رَ ]( ع اِ ) خیشوم. ( اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). نُعرَة. ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص ) خودبینی. بزرگ منشی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یقال فی رأسه نعرة؛ ای کبر. ( منتهی الارب ). خیلاء. کبر. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) کار مقصود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کاری که آهنگ وی کنند. ( ناظم الاطباء ). || بچه ناتمام گورخر در رحم مادر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جنینی که گورخر در رحم دارد پیش از آنکه خلقت آن کامل شود. ( از اقرب الموارد ). || یقال للمراءة و لکل انثی ما حملت نعرة قط؛ ای حملت ملقوجاً. ( منتهی الارب ). بچه در شکم مادر چون شکل گیرد. اولاد الحوامل اذا صورت. ( اقرب الموارد ). جنین متشکل شده در زهدان. ( ناظم الاطباء ). || بادی که در بینی پیچد و آن را به لرزه درآورد. ( از اقرب الموارد ). بادی که در بینی درآید و آواز زه برآرد. ( ناظم الاطباء ). || میوه ای که درخت اراک دهد. نخستین بار درخت اراک. ( از اقرب الموارد ). || ذبابه درشت ازرق رنگی که بر چارپایان فرودآید و آزارشان کند و در بینی خر و اسب داخل شود، آن را نعرة گفته اند به مناسبت نعیر آن یعنی صدایش.ج، نُعَر، نعرات. ( از اقرب الموارد ). خرمگس. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( زمخشری ). مگس خر. ( زمخشری ).

فرهنگ معین

(نَ رِ ) [ ع. نعرة ] (اِ. ) فریاد، بانگ بلند.

فرهنگ عمید

فریاد، بانگ بلند.
* نعره زدن: (مصدر لازم ) فریاد زدن، فریاد و فغان کردن به بانگ بلند.
* نعره کشیدن: (مصدر لازم ) فریاد کشیدن، نعره زدن.

فرهنگ فارسی

یکبارفریادزدن، فریاد، بانگ بلند، نعرات جمع
۱ - (مصدر ) یک بار فریاد کردن. ۲ - آوازی که از بیتی بر آرند. ۳ - فریاد و فغان ببانگ بلند جمع: نعرات. یا نعره برداشتن. فریاد کردن: و یکی از خراسانیان بی اختیار نعره تنکیر برداشت و باو از بلند بر خاتم پیغمبران...صلوات فرستاد.

جملاتی از کلمه نعره

هر نعره یی که در دل به عزای حسین زد جان مرا ز درد خبردار کرده است
این نعره زنان گشته که هیهای چه خوبی و آن سجده کنان گشته که بس روح فزایی
در دور لبت بی می و پیمانه نباشم وز شوق تو بی نعره مستانه نباشم
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم