افراک

لغت نامه دهخدا

افراک.[ اِ ] ( ع مص ) وقت مالیدن رسیدن خوشه را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فرا مالیدن آمدن گندم.( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به دزی ج 1 ص 1 شود.

فرهنگ فارسی

وقت مالیدن رسیدن خوشه را

جمله سازی با افراک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سایه انبوه درختان افراک در جنگل‌های شمالی، گردشگران را برای استراحت و لذت بردن از طبیعت به شدت جذب می‌کند.

💡 در میان انبوه درختان افراک، صدای پرندگان و جریان آب رودخانه، آرامشی بسیار وصف‌ناپذیر به روح انسان‌های خسته هدیه می‌دهد.

💡 گیاهه‌شناسی منطقه نشان می‌دهد که درختان افراک نقش بسیار مهمی در حفظ اکوسیستم و جلوگیری از فرسایش خاک منطقه دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران