فرهنگ معین
(اِ. ) سلاح خودکار آتشین، مسلسل سنگین.
(اِ. ) سلاح خودکار آتشین، مسلسل سنگین.
سلاح خودکار آتشین، مسلسل سنگین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانید کاین تیرباران بود خروش نبرد سواران بود
💡 سرنشینان این هواپیما شامل یک خلبان و یک تیربارچی جهت مقابله با هواگردهای دشمن بودند که پشت سر هم قرار داشتند.
💡 بدو گفتم که چون کشتی مرا تر کن زبان باری بگفت افتاد چون صیدم چه حاجت تیرباران را
💡 بس که زخم تیرباران غمت بر من رسید چشمه سار محنت و درد است ازین باران تنم
💡 پس دستگیری به دستور قاضی طباطبائی به تهران فرستاده میشود. در تهران صادق خلخالی او را به اتهام مفسد فی الارض بودن به اعدام محکوم کرده و تیرباران میکند.
💡 شش نفر را دستگیر کردند و یکی از آنها به نام «ارنست کهن» کمی بعد تیرباران شد.