تغیب

لغت نامه دهخدا

تغیب. [ ت َ غ َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) غایب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( آنندراج ). ناپدید گشتن: تغیب عنی؛ ناپدید گشت از من. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و در ضرورت شعر تغیبنی گفته شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ غَ یُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) غیب شدن، ناپدید گشتن.

فرهنگ فارسی

غایب شدن

ویکی واژه

غیب شدن، ناپدید گشتن.

جمله سازی با تغیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها ای یغشی الشّمس حین تغیب فتظلم الآفاق و قیل: «یغشی» الارض بالظّلمة.

💡 قول دیگر آنست که آله از لاه گرفته‌اند، عرب گوید لاهت الشمس اذا علت، آفتاب را الاهه گویند از آنک بالا گیرد و به قال الشاعر: و اعجلنا الالاهة أن تغیبا پس معنی آله آن باشد که او خداوندی است بر مکان عالی، و قدر او متعالی، و فراوانی از آیات و اخبار که اشارت بعلو و فوقیت اللَّه دارد برین قول دلیل است، و معطل اینجا لعمری که خوار و ذلیل است.

💡 عبدالعلی دستغیب منتقد ادبی که مجموعه نقدی بر آثار شاملو نوشته‌است، معتقد است که شاملو پس از نیما، بیشترین تأثیر را بر شعر و شاعران معاصر داشته‌است و بر این باور است که در میان شاعران معاصر ایران، عاشقانه‌های شاملو، زیباترین ترانه‌های عشق در شعر نوی پارسی است.

💡 ۶. طوفان، اثر ویلیام شکسپیر، ترجمه اسماعیل دولتشاهی و عبدالعلی دستغیب، تهران، بدیع، ۱۳۷۴.

💡 وی در شب ۱۰ بهمن ۱۳۶۸ (سوم رجب ۱۴۱۰) درگذشت و در حرم محمد بن موسی کنار قبر سید عبدالحسین دستغیب دفن گردید.