بهتري

لغت نامه دهخدا

بهتری. [ ب ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) نیکی. نیکویی. زیبایی. خوبی. پاکی:
به فر تو گفتا همه بهتری است
ابا تو همه رنج رامشگری است.فردوسی.گذشتیم از این سد اسکندری
همه بهتری جو و نیک اختری.فردوسی.همی گفت کای برتر از برتری
فزاینده پاکی و بهتری.فردوسی.سخن به ز شکر کز او مرد را
زدرد فرومایگی بهتری است.ناصرخسرو.به شدم و بهتری نصیب تو بادا
چهره تو چون گل طری و براورش.سوزنی.

فرهنگ فارسی

نیکی. نیکویی. زیبایی. خوبی. پاکی.

جمله سازی با بهتري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یعنی: عيسى‌بن مريم گفت: خداوندا، مائده‌ و سفره ای از آسمان بر ما فرو فرست كه براى نسل كنونى و آيندگان ما عيد و نشانه‌اى از تو باشد و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى دهندگانى.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز