بقایای کشتی
مترادفها
آوار کشتی، قطعات کشتی
فرهنگستان زبان و ادب
{shipwreck , wreck , wreckage} [حمل ونقل دریایی] آنچه از کشتی شکسته یا بار آن بر جای مانده یا در دریا پراکنده شده یا به ساحل رسیده باشد
ویکی واژه
آنچه از کشتی شکسته یا بار آن بر جای مانده یا در دریا پراکنده شده یا به ساحل رسیده باشد.
جمله سازی با بقایای کشتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مارس ۲۰۱۴، قراردادی با اوامئی برای بازیابی باستانشناسی و حفاظت از بقایای کشتی منعقد شد. گفته میشود در کاوشهای نخست، تنها ۵ درصد از کشتی بررسی شده است.