خاوند

لغت نامه دهخدا

خاوند. [ وَ ] ( اِ ) مخفف خداوند است که صاحب و بزرگ خانه باشد. ( از برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 360 ). تا دیگر باره بهزیمت شدند و خلقی بسیار از ایشان کشته شدند و آنکه ماند بگریخت و خاوند دیهه نرشخ زنی بود شوی او را شرف نام بود و او سرهنگ ابومسلم بود. ( از تاریخ بخارای نرشخی ص 84 ).
- امثال:
کالای بدبریش خاوند.
|| محدد که از حدود باشد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). فلک نهم که به عربی «محددالجهات » خوانند. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ).
خاوند. [ وَ ] ( اِ ) صاحب بزرگ خانه. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ ضیاء ). || صاحب ملک. ( فرهنگ ضیاء ). || ولی نعمت. || مغرب. ( ناظم الاطباء ).
خاوند. [ وَ ] ( اِخ ) رجوع به خواجه خاوند و خواجه خواند شود.

فرهنگ معین

(وَ ) (اِ. ) خداوند، صاحب.

فرهنگ عمید

= خداوند

فرهنگ فارسی

مخفف خداوند
( اسم ) خداوند صاحب.

ویکی واژه

خداوند، صاحب.

جمله سازی با خاوند

💡 خاوند بوستان را اول بجوی ای خر تا از خری رهی تو زان لطف و کبریایی

💡 آن خر بود که آید در بوستان دنیا خاونده را نجوید افتد به ژاژخایی

💡 آرامگاه شیخ خاوند طهور، مقبره شیخ خاوند طهور، یکی از عارفان ایرانی، واقع در تاشکند، ازبکستان است. این بنا متعلق به سده چهاردهم میلادی است.

💡 شد لحاف آن نفس اندر غضب و می لندید که چه خاوند...گشته به ماها دوچار

💡 منابع اولیه همچون میر خاوند تاریخ‌نویس دوران تیموری، محدوده ایرانشهر (ایران بزرگ) را از رود فرات تا رود سیحون توصیف می‌کنند.

شکافنده یعنی چه؟
شکافنده یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز