درجا

فرهنگ عمید

۱. به جا، به جای خود.
۲. (اسم مصدر ) (نظامی ) فرمانی که در نظام به صفی از سربازان داده می شود تا در جایی که ایستاده اند پا به زمین بزنند.
* درجا زدن: (مصدر لازم )
۱. (نظامی ) پا بر زمین زدن بدون پیش رفتن.
۲. [عامیانه، مجاز] در یک حال یا در یک مقام باقی ماندن و پیشرفت نکردن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرمانی که در نظام بسربازان تا هر کس در هر محل که ایستاده پای خود را با آهنگ بزمین کوبد.

جمله سازی با درجا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمی دانم چه حال است این که پیچیده است درجانم که اهل قال را صائب ز اهل حال می دانم

💡 آیا به این معنی است که مرتب‌سازی سریع یک الگوریتم درجا است؟ هرگز. از لحاظ فنی، این به

💡 در نظریه پیچیدگی محاسباتی، الگوریتمهای درجا شامل همهٔ الگوریتمهای با پیچیدگی فضایی

💡 و گفت: عارف آنست که در درجات می‌گردد چنانکه هیچ چیز اور ا حجاب نکند و باز ندارند.

💡 خاک شو خاک که من بر سر آن کو مشتاق چون شدم پست علو درجاتم دادند

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز