فرهنگستان زبان و ادب
{curl} [علوم و فنّاوری غذا] لبۀ در که به داخل خم می شود و در تشکیل درز، نقش قلاب را دارد
{curl} [علوم و فنّاوری غذا] لبۀ در که به داخل خم می شود و در تشکیل درز، نقش قلاب را دارد
لبۀ در که به داخل خم میشود و در تشکیل درز، نقش قلاب را دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مطرب تو که از رشک زخم زخمهٔ او چو زخمه سر زده شد زهره از سر صفرا
💡 بر گرسنه چو زاغ شد در زخم چون سر زخمه مخلب شاهین
💡 به دخمه برآمد پس از چند روز که بر وی بگرید به زاری و سوز
💡 شدم به دخمه کاووس و یافتم غاری ز سنگ خاره در او ساخته ستودانی
💡 باز از کرشمه زخمهٔ نو در فزودهای درد نوم به درد کهن برفزودهای
💡 فرامرز چون دیدشان آن چنان چو مرده به دخمه درون بی روان