غداء

مترادف‌ها

ناهار

لغت نامه دهخدا

غداء. [ غ َ ] ( ع اِ ) طعام چاشت، خلاف عشاء. ج، اغدیة: و لاتقل مالی غداء و عشاء فی جواب من قال ادن فتغد لانه طعام بعینه. ( منتهی الارب ). چاشتی. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ): فلما جاوزا قال لفتیه آتنا غَدائنا. ( قرآن 62/18 ). چاشت. آش چاشت. طعام بامداد. چاشت خورد. ( مقدمةالادب زمخشری ). طعام آغاز روز. ناشتائی. صبحانه. رجوع به چاشت شود.
غداء. [ غ َدْ دا ] ( اِخ ) ابن کعب بن بهوش بن عامربن غنمةبن ثعلبةبن تیم اﷲ جد عمروبن عروة الشاعر بود. ( تاج العروس ).

ویکی واژه

ناهار

جمله سازی با غداء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غداء مهما انشدت سجدت لها سیاره الافلاک فی اوجاتها

💡 خوردن یک غداء کامل و مغذی در ساعات مشخص از روز، می‌تواند سطح انرژی و تمرکز شما را در طول ساعات کاری افزایش دهد.

💡 مادربزرگ با عشق بسیار، انواع غذاهای سنتی و لذیذ را برای غداء آماده می‌کرد تا تمام اعضای خانواده از آن لذت ببرند.

💡 برای داشتن یک سبک زندگی سالم، بهتر است از خوردن غداءهای سنگین و پرچرب در هنگام ظهر پرهیز کنید و سبزیجات بیشتری مصرف کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران