صادر کردن

مترادف‌ها

منتشر کردن، ابلاغ کردن، خارج کردن

متضادها

وارد کردن، ابطال کردن

لغت نامه دهخدا

صادر کردن. [ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح بازرگانان، محصول کشوری را به کشورهای دیگر فرستادن. رجوع به صادرات شود. || انجام دادن تشریفات صدور شناسنامه ( سجل ) یا ورقه مالکیت و سند و امثال آن.

فرهنگ فارسی

در اصطلاح بازرگانان محصول کشوری را بکشورهای دیگر فرستادن

ویکی واژه

esportare

جمله سازی با صادر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمان مکس آبراهام از دو طرح رنگ برای جلد آثار چاپ شده‌استفاده می‌شد، یکی سبز روشن برای کارهای آهنگسازان قبلی که محدودیت کپی رایت نداشتند و دیگری رنگ صورتی برای آثار اصلی جدید که توسط پیترز خریداری شده یا با مجوز از ناشران دیگر چاپ می‌شوند. در ۱۸۸۰، سالی که آبراهام مدیر عامل شد، پیترز صادر کردن آثار جدید آهنگسازان معاصر را آغاز کرده بود.

💡 جمعی از مردم تبریز در اعتراض به اظهارات اردوغان علیه تمامیت ارضی ایران، مقابل کنسولگری ترکیه در تبریز تجمع اعتراضی برگزار کردند. نمایندگان ولی فقیه در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و اردبیل در پی اظهارات اردوغان در باکو بیانیه ای را صادر کردند. در بخشی از این بیانیه آمده‌است:

💡 ساواک که از سابقه مبارزاتی مصطفی خبر داشت در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دستور جلب او رابه همراه ملا علی لطفیان به شهربانی قم صادر کردند. مأموران زمانی که مصطفی در خانه مرعشی نجفی مشغول صحبت با او بود، به آن جا یورش بردند و او را دستگیر کردند و مدت ۵۷ روز در زندان قزل قلعه و در سلول انفرادی زندانی کردند.

💡 دولت تصمیم گرفته است تا با ایجاد تسهیلات بانکی بیشتر، روند صادر کردن محصولات کشاورزی به کشورهای همسایه را به شدت تقویت و گسترش دهد.

💡 فرآیند صادر کردن کالاهای صنعتی به بازارهای جهانی نیازمند رعایت استانداردهای بسیار دقیق بین‌المللی و داشتن مدارک گمرکی معتبر و قابل اعتماد است.

💡 شرکت‌های بزرگ تولیدکننده قطعات خودرو با تمرکز بر صادر کردن محصولات خود، توانسته‌اند بخش قابل توجهی از ارز ملی را به کشور بازگردانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران