خطای
مترادفها
اشتباه، غلط، خطا
متضادها
صواب، درستی
لغت نامه دهخدا
خطای. [ خ َ ] ( اِخ ) کشور خطا. کشور ختا. رجوع به «ختا» در این لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
کشور خطا کشور ختا
جمله سازی با خطای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از این خطای ندانسته سخت می ترسم چنان بدانی کاین بنده سست پیوند است
💡 گر خطایی دیدهای از من، تو آن از من مبین کین گناه ایام کرد و جرمش از سلمان ستاند
💡 ما بیخبران، راست رو بزم خطاییم چون تیر کمانچه، نشناسیم هدف را
💡 ما از تو به پیغام دروغیم تسلی این است خطایی که صواب است در اینجا
💡 یاری که بردر کرم اودریغ نیست جود ازنیاز عاشق و عفو از خطای یار
💡 وقوع یک خطای کوچک در محاسبات پیچیده مهندسی میتواند منجر به بروز مشکلات بسیار بزرگی در مرحله ساخت و اجرای پروژههای عظیم زیرساختی و عمرانی کشور شود.
💡 سیستمهای هوشمند امروزی به گونهای طراحی شدهاند که بتوانند با کمترین میزان خطای انسانی، فرآیندهای پیچیده را به صورت خودکار و با دقت بالا مدیریت کنند.
💡 در تحلیل دادههای آماری، باید بسیار مراقب بود که هرگونه خطای احتمالی در جمعآوری اطلاعات، نتایج نهایی تحقیق را با واقعیتهای موجود دچار انحراف نکند.