خمیدگی به عنوان یک ویژگی مهم در طبیعت و علوم مختلف شناخته میشود. این پدیده به نوعی انحنا یا تغییر شکل اشاره دارد که میتواند در اشیاء، خطوط یا حتی در رفتارهای اجتماعی مشاهده شود. خمیدگی در ریاضیات به عنوان معیاری برای سنجش انحنا در اشکال هندسی تعریف میشود و در فیزیک نیز میتواند به تغییرات در مسیر حرکت اجسام مرتبط باشد. علاوه بر این، میتواند در روانشناسی اجتماعی به عنوان نمادی از تغییرات در روابط انسانی و تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. به عنوان مثال، در جوامع مدرن، تغییرات فرهنگی و اجتماعی ممکن است به نوعی خمیدگی در الگوهای رفتاری و ارتباطی افراد منجر شود. در نهایت، در طراحی و هنر، خمیدگی به عنوان یک عنصر زیباییشناختی در خلق آثار هنری و معماری به کار میرود. در این زمینه، استفاده از این وژه میتواند به افزایش جذابیت بصری و ایجاد حس حرکت در طراحی کمک کند. به طور کلی، یک مفهوم چندبعدی است که در زمینههای مختلف قابل بررسی و تحلیل است.
خمیدگی
لغت نامه دهخدا
خمیدگی. [ خ َ دَ / دِ ] ( حامص ) انحناء. اعوجاج. کجی. پیچیدگی. ( ناظم الاطباء ). دوتایی. خفتگی. چفتگی. دولایی. خوهلی. انحناء. انعطاف. خمی. بخمی. کوژی. احدیداب. ( یادداشت بخط مؤلف ): || لنگیدگی. ( یادداشت بخط مؤلف ): خماع؛ خمیدگی کفتار در رفتار. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
۱. کجی، پیچیدگی.
۲. حالت خمیده بودن.
جمله سازی با خمیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر از خمیدگی قد بجای پا رفته است برای راه عدم کرده است نقل مکان