خفا

لغت نامه دهخدا

خفا. [ خ َ ] ( ع ص ) نهفت. ( یادداشت بخطمؤلف ). پنهان. پوشیده. ( ناظم الاطباء ):
خورشید منی من بچراغت طلبم زآنک
من در شب هجران و تو در ابر خفایی.خاقانی.از نظرهای خفایش کم و کاست
انجم و آن شمس نیز اندر خفاست.مولوی.
خفا. [ خ ِ ] ( ق ) بطور مخفیانه. ( یادداشت بخط مؤلف ). پنهانی. پوشیدگی. ( ناظم الاطباء ):
آنچنان کآن زن در آن حجره خفا
خشک شد او و حریفش ز ابتلا.مولوی.- در خفا؛ در پنهانی. در پوشیدگی. در نهانی:
ور همی بینند این حیرت چراست
تا که وحی آمد که آن اندر خفاست.مولوی ( مثنوی ).روح را در غیب خود اشکنجهاست
لیک تا نجهی شکنجه در خفاست.مولوی.

فرهنگ عمید

پنهانی، پوشیدگی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پوشیده شدن نهفته گشتن. ۲ - ( اسم ) پوشیدگی نهانی نهفتگی مقابل ظهور.
بطور مخفیانه پنهانی

جمله سازی با خفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالله بن محمد خفاجی شهرت‌یافته به ابن سنان (۱۰۳۲-۱۰۷۳) شاعر شامی در سدهٔ پنجم هجری بود که به‌ویژه برای برجستگی‌اش در علم بیان شناخته شد.

💡 برون خرام اماما ز پشت ابر خفا چو آفتاب به عالم بتاب فیض شعاع‏

💡 نیست از چشم و دل بینا مرا جز درد و داغ ظلمت از خورشید و خفاش از مسیحا مانده است

💡 چون هوا تو در خفایا چون سراب اندر نمود از نمود ما وجود خود هویدا ساخته

💡 آن به که مرغ صبح زند خیمه در چمن خفاش را به دیده چه دشتی، چه گلشنی

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز