نهفتگی. [ ن ُ / ن ِ / ن َ هَُ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) پوشیدگی. پنهانی. ( ناظم الاطباء ). نهفته بودن. استتار. رجوع به نهفته شود. || غیبوبت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نهفت و نهفته شود. || عفت. ( یادداشت مؤلف ) ( از مهذب الاسماء ). پاکدامنی. خدارت. ( یادداشت مؤلف ). || هر چیز نهفته و پنهان شده. ( ناظم الاطباء ).
نهفته ماندن، پوشیدگی، دورۀ کمون.
نهفته ماندن پوشیدگی. توضیح دوره ای که عوامل بیماری زا (میکربها ) در بدن بدون علایم ظاهری و آشکار پیشروی میکنند و کم کم سلامت بدن مریض را مختل میسازند و بمرحله ای میرسانند که غفلتا علایم ظاهری مرض آشکار میشود: دور. کمون.
{recessiveness, recessivity} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] وضعیتی که در آن یک صفت فقط در حالت جورتخمی ظاهر می شود
💡 با حسن پرده سوز چه مستوریی کند رویی که از نهفتگی افتاده برملا
💡 بارز و نهفتگی: در این رابطه بین دو یا چند اللی که روی کروموزومهای همتا (بسته به تعداد کروموزومهای همتا تعداد اللها هم تغییر میکند) قرار دارند رابطهٔ بارز و نهفتگی وجود دارد یعنی اینکه یکی (یا درصورت پلیپلوئیدی بودن ممکن از چندتا) از اللها بر دیگری بارز است و اجازه پروتئینسازی و تعیین فنوتیپ را به الل نهفته نمیدهد.
💡 ایمن بود ز تفرقه، گنج از نهفتگی گردیده بی نشانی ما، پاسبان ما
💡 جوانمردا، متقیان و مخلصان منزلها میروند و میگذارند، اما عارفان به هیچ منزل فرو نیایند بلکه منزل ایشان دایرهٔ حیرت است، هرچند پیش روند به جای خویش باشند. اشتر بازرگان شب و روز منزل میبُرَّد و راه میکند. اما گاو عصّار شب و روز در رفتار است و چشمها بسته گِردِ دایره میگردد و با خود میاندیشد که آیا چند منزل بریده باشم؟ شام چو چشمش از نقاب نهفتگی بگشایند نگاه کند و هم در آن قدم که بود باشد.
💡 کاندر صدف از نهفتگی گردد در آن قطره که راز دل دریا باشد
💡 فرح آرد نهفتگی از خلق پسته در زیر پوست خندان است