خصوصا

لغت نامه دهخدا

( خصوصاً ) خصوصاً. [ خ ُ ] ( ع ق ) بطور خصوص و علی الخصوص و بخصوص. بویژه. ( ناظم الاطباء ): طبع بشریت است و خصوصاً از آن ملوک که دشوار آید ایشان را دیدن کس که مستحق جایگاه ایشان باشد. ( تاریخ بیهقی ). و نخجیرگاهی معروف است خصوصاً کوهستان کوبنجان. ( فارسنامه ابن بلخی ). و این احتیاط واجب آمد نگاه داشت نسل را خصوصاً نژاد پادشاهی. ( فارسنامه ابن بلخی ). خصوصاً در شب بتقریب در محلی آن قصه غلبه گرگرا عرضه داشتم. ( انیس الطالبین ).

فرهنگ معین

( خصوصاً ) (خُ صَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به طور خصوصی، علی الخصوص، به ویژه.

فرهنگ عمید

مخصوصاً، به ویژه.

فرهنگ فارسی

بطور خصوص علی الخصوص بویژه.

جمله سازی با خصوصا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخن موجز و پرمعانی نکوست خصوصا که اندرز و وعظی دروست

💡 چو ماهم بسی منزلت گشت حاصل ز خورشید عونت خصوصاً وظیفه

💡 خصوصا توپ شصت و چارپوندی چو رعدی در صدا چون برق تندی

💡 از کار مرید آنست که با او هیچ معلوم باید که نباشد و اگرچه اندک بود خصوصاً که در میان درویشان باشد که ظلمت معلوم نور وقت را بنشاند.

💡 خصوصا کوه گردون قدر کشمیر که تیغش می زند بر ابر شمشیر

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز