خشنودی. [ خ ُ ] ( حامص ) خرسندی. خوشحالی. رضا. رضامند. قبول خاطر جمعی. ( ناظم الاطباء ). رضوان. رضا. ( از ربنجنی ). رضایت. مرضات. ( یادداشت بخط مؤلف ):
هر آن کس که خشنودی شاه جست
زمین را بخون دلیران بشست
بیابد ز من خلعت شهریار
بود در جهان نام اویادگار.فردوسی.بجستیم خشنودی دادگر
ز بخشش بکوشش ندیدم گذر.فردوسی.نه چیز و نه دانش نه رای و هنر
نه دین ونه خشنودی دادگر.فردوسی.مباد کز پی خشنودی مهار رئیس
که پادشاه را در ملک دل بیازارم.خاقانی.او را بخشنودی و مدارا گسل کن. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).
عمر بخشنودی دلها گذار
تا ز تو خشنود بود کردگار.نظامی.نپندارم این زشت نامی نکوست
بخشنودی دشمن آزار دوست.سعدی ( بوستان ). || مقابل خشمگینی. مقابل غضبناکی:
جز بخشنودی و خشم ایزد و پیغمبرش
من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا.ناصرخسرو.- برای خشنودی خدا؛ طلباً لمرضات اﷲ. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خشنودی خدا؛ رضایت خدا: و رضا و خشنودی خدای تعالی هم خواهم. ( نوروزنامه ).
( ~. ) (حامص. ) ۱ - خرسندی. ۲ - شادمانی.
خرسندی، خوشحالی، شادی و شادمانی.
۱ - رضایت رضا. ۲ - شادی شادمانی.
خرسندی.
شادمانی.
💡 در ملک خوب رویی آخر چه کم بباشد گر بوسه یی ببخشد خشنودی خدا را
💡 اگر از خویش خشنودی تو ای دوست یقین میدان که آن خشنودیِ اوست
💡 تاریخچه آجیل مشگلگشا احتمالاً به ایران باستان باز میگردد. در آن زمان رسم بر این بود که برای فروهرها هدایایی تهیه شود تا موجب خشنودی آنان گردد. این هدایا لرک یا آجیل گاهنبار نامیده میشد.
💡 این ترانه بهعنوان یکی از برترین قطعههای راک همهٔ زمانها شناخته شدهاست. مجلهٔ رولینگ استون در سال ۲۰۰۴ و در ردهبندی «۵۰۰ ترانهٔ برتر همهٔ دوران» جایگاه دوم را به «خشنودی» اختصاص داد و در سال ۲۰۰۶ کتابخانه کنگرهٔ آمریکا آن را ثبت ملی کرد.
💡 کتابهای مجمعالجزایر گولاگ و یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ از آثار آلکساندر سولژنیتسین هستند. از ویژگیهای سولژنیتسین، بیان ناخشنودی و انتقادهای او از ساختار اداری نادرست و وجود فساد اداری و ندانمکاری در میان مقامات بالادست شوروی و بیاعتنایی آنان به همه است.
💡 یک شب از وصل تو انصاف خود ار بستانم جان به خشنودی دل میدهم ار بستانی