خرس

خرس

 خرس‌ها پستاندارانی از خانواده خرسان هستند که به زیر راسته سگ‌سانان تعلق دارند. با وجود اینکه تنها هشت گونه خرس وجود دارد، این حیوانات در مناطق جغرافیایی وسیعی از قطب شمال تا برخی نقاط نیم‌کره جنوبی پراکنده‌اند. این حیوانات در قاره‌های آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، اروپا و آسیا زندگی می‌کنند. آن‌ها ممکن است در طول روز یا شب فعال باشند و به‌طور کلی در بیشتر مواقع، به جز در زمان جفت‌گیری و مراقبت از توله‌ها، به صورت انفرادی زندگی می‌کنند. خرس‌ها معمولاً حفره‌ها و غارها را به عنوان پناهگاه انتخاب کرده و در فصل سرد به خواب زمستانی می‌روند. این خواب زمستانی ممکن است تا صد روز به طول بینجامد. ویژگی‌های معمول آن ها شامل اندازه‌های بزرگ، پاهای قوی، پوزه‌های بلند، گوش‌های کوچک و گرد، پوشش مویی انبوه، پنجه‌های کف‌رو با پنج چنگال غیرقابل انقباض و دمی کوتاه است. در حالی که قطبی عمدتاً گوشت‌خوار است و پاندا تقریباً به‌طور کامل از بامبو تغذیه می‌کند، شش گونهٔ دیگر این خانواده، همه‌چیزخوار بوده و رژیم‌های غذایی متنوعی دارند. این حیوانات، با وجود جثهٔ بزرگ و سنگین خود، معمولاً دوندگان، کوهنوردان و شناگران ماهری به شمار می‌روند.

لغت نامه دهخدا

خرس. [ خ ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَخْرَس و خَرْساء. رجوع به اخرس و خرساء شود: 
آخر از استاد باقی را بپرس 
یا حریصان جمله کورانند و خُرس.مولوی ( مثنوی ).|| مهمانی ولادت. ( از منتهی الارب ).زاج سور. ( یادداشت بخط مؤلف ). شیشه بندان. حمام زایمان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرس. [ خ َ / خ ِ ] ( ع اِ ) خم می. ( از مهذب الاسماء ). خُم. ( از منتهی الارب ). ج، خُروس.
خرس. [ خ َ رَ ] ( ع مص ) گنگ شدن. ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( منتهی الارب ): 
در ثنای مجلس میمون تو مداح را
ناید اندر دل ملال و از زبان ناید خَرَس.سوزنی.|| ( اِمص ) گنگی. ( منتهی الارب ). || ( مص ) نوشیدن از خم. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خرس. [ خ َ رِ ] ( ع ص ) به شب نخوابنده،منه: رجل خرس؛ مردی که بشب نخوابد. ( منتهی الارب ).
خرس. [ خ ِ ] ( اِ )چارپایی گوشت خوار و بسیار پشم آلود از طایفه ماشیةالخفیة. ( از ناظم الاطباء ). بهندی آزاریچهه گویند. ( ازغیاث اللغات ). در حاشیه برهان چ معین آمده است: پهلوی xirs [ ars «یونکر 120» ]، اوستا shaخ ar، پارسی باستان arsha ( در arshama ) [ رجوع شود به اَرشام ]،اشکاشمی xurs، شغنی yursh، یودغا yersh «گریرسن 85»، استی ars «کتاب است 107»، گیلکی xars ( در کتاب 1 ص 287: xers ) فریزندی xaers، یرنی و نطنزی xers «کتاب 1 ص 287»، سمنانی xars، سنگسری و سرخه یی و لاسگردی و شهمیرزادی « Yxersتاب 2 ص 184»، سغدی -« shshبنونیست 210». نوعی از پستانداران گوشت خوار، شامل جانوران سنگین بدن با پوست ضخیم که روی کف پا حرکت کنند.
خرس از نظر جانورشناسان: این کلمه نام افراد دسته ای از حیوانات چهارپادار «ارسیدو» می باشد که از طایفه گوشتخوارانند. این دسته از حیوانات گوشتخوار وابسته بطبقه ارکتوئید است و از این طبقه «سگ »ها و «راکون »ها و «گورکن »ها و «سکانک »ها و «راسو»ها می باشند. خانواده خرسها شامل هفت صنف معین اند و در همه نقاط عالم جز استرالیا یافت میشوند. نوع بسیار کوچک این حیوان کمی بزرگتر از سگ است در حالی که نوع بزرگ آن که کادیاک قهوه ای رنگ می باشد نُه پا طول دارد. خرسهای قطبی یعنی خرسهای خاکستری و قهوه ای رنگ بزرگترین گوشخوارانی می باشند که در زمین زیست می کنند، و برخلاف عقیده عمومی این حیوان فقط در موارد غیرعادی برای نوع آدمی خطرناک میشود. خرسها همواره با بدن تنومند و نسبةً بی قواره و پاهای کوچک و دم کوتاه مشخص می گردند و پنجه های آنان برخلاف پنجه های گربه از نوع منقبض شونده نیست. غذای خرسها نوع خاصی نیست و این حیوان از همه نوع غذا تغذیه می کند. انواع مختلف خرسها ازریشه درختان و میوه هایی چون دانه های انگور و جانورانی چون کرمها و مورچه ها و ماهیها و گاهی نیز از حیوانات بسیار کوچک خود را سیر می کنند، با این همه می توان در انواع خرسها خرسهای قهوه ای رنگ و خرسهای قطبی را گوشتخوار تشخیص داد و خرسهای مالاریایی را از نوعی دانست که صرفاً از عسل تغذیه می کنند. در سرزمینهای معتدله خرسها بوقت پائیز بیشتر از سایر ایام سال گوشت می خورند تا در ایام زمستان بوقت خواب زمستان واجد ذخیره کافی از چربی برای خود باشند. در امریکای شمالی نوعی خرس بنام اوارکتوس امریکائوس وجود داشته و پیش از آنکه این ناحیه پر از جمعیت شود در جنگلها می زیسته است، این حیوان با اندازه ای متوسط و رنگ سیاه مشخص میشد و امروز در پارکهای بزرگ مرکز تربیت و نگاهداری حیوانات ما اغلب به این حیوان برمی خوریم که بعضی از آنها در شاهراه ایستاده و از مسافران شیرینی می گیرند. نوزادان خرس که معمولاً دو یا سه تا می باشند وقتی در زمستان بدنیا می آیند مادر آنها در خواب زمستانی است. آنها بوقت تولد برهنه از پشم و کورند و در حدود 8 اینچ درازا دارند. نوع قهوه ای رنگ این جانور که در شمال اروپا و آسیا و آلاسکا وجود دارد خیلی زود تربیت می پذیرد و گاهگاه بجهت تربیت دیده شده که این حیوان بر اثر دستور مربی با شنیدن نوایی می رقصد. خرسهای سفید قطبی بنظر می رسدکه جالب توجه ترین صنف خانواده خرس اند چه این خرسها بحد بسیار زیباتر از سایر خرسها می باشند مضافاً آنکه چون چالاکی فراوانی در آب بازی دارند در آنجاست که آنها می توانند سگ ماهی ها را تعقیب کنند و بشکار گرازماهی و سایر انواع ماهی پردازند. ابوقتادة. دُب. هجرس. قُبّاح. ابوجُهَینة. ابوالحلاج. ابوحُمَید، ابوسلمه. ابواللماس. دیسم.

فرهنگ معین

(خِ ) (اِ. ) پستانداری است از راستة گوشت خواران تنومند و قوی، با بدنی پُر پشم که می تواند روی دو پا بایستد و از درخت بالا رود.، با ~ توی جوال رفتن کنایه از: با شخص نامناسبی سر و کار پیدا کردن.
(خَ رَ ) [ ع. ] (اِمص. ) گنگی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جمع اخرس و خرسائ گنگان.
نام جایگاه استواری بوده بارمنیه در ساحل دریا و متصل بشروان.
خرس

جملاتی از کلمه خرس

دلت خرسند کن تا جان نپوسد که خرسندی‌است گنجی کان نپوسد
و خرسند و آرام کردن او می‌کشتند و گوشت آن‌ها را می‌خوردند.
کس نیست که از زمانه خرسند شود جز اینکه به دام غصه دربند شود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم