خاکشور. ( نف مرکب ) این کلمه مبدل خاک شوی است و بمعنی کسی که خاک کارخانه زرگران و خاک رهگذرها را به آب بشوید تا زر گم گشته و جز آن که دروست از آن برآید و ریگ بیز عبارت از همین است. قدسی در قصه جهجهار بندیله و افتادن زرهای او بدست لشکر پادشاهی گفته:
زر از خاکشوری گذشت از کرور
بلی کیمیاگر بود خاکشور.( آنندراج ).|| زارع. برزگر. کشاورز. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خاکشور. ( اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع در 53 هزارگزی شمال باختری تربت جام و یک هزارگزی خاور مالرو عمومی تربت جام به فریمان. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و 112 تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان ترکی است. آب آنجا از قنات و محصولاتش غلات و پنبه است و شغل اهالی زراعت و راه مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
خاکشور. ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان دیلمان بخش سیاهکل دیلمان دارای 30 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
{saline soil} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] خاک دارای نمک های انحلال پذیر به مقداری که به رشد اکثر گیاهان زراعی آسیب برساند
خاک دارای نمکهای انحلالپذیر به مقداری که به رشد اکثر گیاهان زراعی آسیب برساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگوید عشق اسرار محبت با هوسناکان نیفشاند به خاک شوره دهقان تخم قابل را
💡 بخاک شوره چه میباری ای خجسته سحاب چه کشتها ز تو در انتظار بارانند
💡 به جز حسرت که خرمنهاست خاک شورهزاران را ز تخمافشانی دنیای بیحاصل چه میخواهی؟
💡 مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش به خاک شوره مریز آب زندگانی خویش
💡 این جمهوری، در ۱۷ ژوئن ۱۹۴۰، پس از اشغال کشور استونی توسط ارتش اتحاد جماهیر شوروی و ضمیمهشدن آن به خاک شوروی تشکیل شد. بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ و در طی جنگ جهانی دوم، این جمهوری توسط ارتش آلمان اشغال شد. اما پس از عقبنشینی آلمانها، دوباره تحت سلطهٔ اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت.