حمیم واژهای عربی به معنای نزدیک و صمیمی است. در زبان فارسی، این واژه معمولاً به عنوان صفتی برای توصیف روابط عاشقانه یا دوستیهای عمیق به کار میرود. به عبارتی، حمیم به روابطی اشاره دارد که در آنها احساس نزدیکی و تعاملات عاطفی قوی وجود دارد. یک رابطه حمیم دارای ویژگیهایی چون اعتماد، صداقت و حمایت متقابل است. در این نوع روابط، افراد به یکدیگر احساس نزدیکی و راحتی میکنند و توانایی بیان احساسات و افکار خود را دارند. همچنین، در یک رابطه حمیم، احترام به مرزها و نیازهای یکدیگر نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برای تقویت این روابط، ایجاد زمان کافی برای ارتباط برقرار کردن و گفتگوهای عمیق ضروری است. همچنین، ابراز محبت و قدردانی از یکدیگر میتواند به عمیقتر شدن این روابط کمک کند. فعالیتهای مشترک و یادآوری لحظات خوب نیز از روشهای مؤثر برای ایجاد و حفظ نزدیکی است.
حمیم
لغت نامه دهخدا
حمیم.[ ح َ ] ( ع ص، اِ ) قریب و خویشاوند. ج، اَحِمّاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و گاه حمیم برای جمع مؤنث نیز آید. ( منتهی الارب ). || دوست. صدیق.( اقرب الموارد ). || آب گرم. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( ترجمان علامه جرجانی ):
شعر من ماء معین و شعر تو ماء حمیم
کس خورد ماء حمیمی چون بود ماء معین.منوچهری.|| آب سرد. ازاضداد است. || گرما. || باران که بعد گرمای سخت بارد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). باران تابستانی. ( دهار ). || خوی. ( منتهی الارب ). عرق. ( اقرب الموارد ). گویند طاب حمیمک؛ اَی عرقک. || مرد تب گرفته. ( منتهی الارب ). || شراب دوزخیان از مس گداخته. ( زمخشری ): الا حمیماً و غساقا جزاءً وفاقا. ( قرآن 25/78 -26 ). || یکی از چهار نهر دوزخ، و آن سه دیگر غسلین و مهل و قطران است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || از بحرهای مستحدث نزد عروضیان.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - خویشاوند، نزدیک. ۲ - دوست، صدیق. ج. احماء.
فرهنگ عمید
۱. آب گرم.
۲. (صفت ) دوست.
۳. (صفت ) گرم.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خویشاوند قریب نزدیک. ۲ - دوست صدیق. جمع: احمائ. ۳ - آب گرم. جمع: حمائم ( حمایم ). ۴ - آب سرد. ۵ - گرما. ۶ - عرق خوی.
فرهنگ اسم ها
اسم: حمیم (پسر) (عربی) (تلفظ: hamim) (فارسی: حمیم) (انگلیسی: hamim)
معنی: خویشاوند نزدیک، دوست و همراه بسیار صمیمی، آب جوشان جهنم
جمله سازی با حمیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نامحرم کرشمهٔ الفت کسی مباد باب ترحمیم زمانی عتاب کن
💡 چون مدتی برآید بر ما عدو شود از بعد آنکه بود صدیق و حمیم ما