فرهنگ معین
( حقیقتاً ) (حَ قَ تَ نْ ) [ ع. حقیقهً ] (ق. ) به درستی، از روی حقیقت.
( حقیقتاً ) (حَ قَ تَ نْ ) [ ع. حقیقهً ] (ق. ) به درستی، از روی حقیقت.
به راستی، به درستی.
بطور راستی و راستی از روی حقیقت.
💡 یک جهش در این ژنها منجر به بیماری داسی شکل میشود. این جهش در نقاطی از جهان که بیماری مالاریا شایع است بیشتر دیده میشود هر چند افراد دارای صفت داسی به مالاریا مبتلا نمیشوند. صفت داسی حقیقتاً فرد را در برابر انگل مالاریا محافظت مینماید. مالاریا اغلب در آفریقا و نواحی مدیترانهای اروپا دیده میشود.
💡 و این قدمگاه عزی عظیم دارد. کسی که اینجارسید جمال رضابدید، چنانکه حقیقتاو است. و هر که ازینجا باز ماند به نامی راضی شد. اما روی رضا ندیده است.
💡 و ضد این دو جنس، صفت شجاعت است که عبارت است از اطاعت قوه غضبیه از برای قوه عاقله، یعنی نترسد از آنچه نباید ترسید و حذر کند از آنچه باید از آن احتراز کند و این صفت، اشرف صفات کمالیه و افضل ملکات نفسانیه است و کسی که این صفت را نداشته باشد حقیقتا از جمله زنان است و از مردی بی نشان.
💡 بروش سوئدن دربارهٔ این آهنگ گفت: «گرچه هر کاری که مایکل میکرد استثنایی بود اما این قطعهٔ بسیار زیبای «اسپیچلس» حقیقتاً یک رویداد بود. مایکل هشت میزان اول را بدون ساز میخواند. در آخر هم ترانه با آواز بدون ساز به پایان میرسد. فکر افزودن آواز بیهمراهی ساز از خود مایکل بود».
💡 سینکو پورتس حقیقتاً بعداً در کنار ساحل جایی که اکنون کلمبیاست پیدا شد. استارلینگ و بعضی از گروهش در از دست دادن کشتی شان نجات یافتند اما مجبور شدند به اسپانیاییها تسلیم شوند. نجات یافتگان به پرو برده شدند جایی که مجبور به تحمل حبسی سخت شدند.