این اصطلاح که در گذشته با عنوان حساب بینهایت کوچکها (Infinitesimal Calculus) شناخته میشد، شاخهای بنیادین از علم ریاضیات است. این حوزه، بر خلاف هندسه که به مطالعهی اشکال و جبر که تعمیمی از عملیات حسابی پایه است، به طور خاص به تحلیل ریاضیاتی تغییرات پیوسته میپردازد. حسابان از دو بخش اصلی و بههمپیوسته تشکیل شده است: حساب دیفرانسیل و حساب انتگرال. حساب دیفرانسیل بر نرخ تغییرات لحظهای و تعیین شیب منحنیها در نقاط مشخص تمرکز دارد، در حالی که حساب انتگرال به بررسی تجمع مقادیر و محاسبهی مساحتهای زیر نمودارها (نواحی تحت منحنی) میپردازد.
ارتباط میان این دو شاخه توسط قضیهی اساسی حسابان برقرار میشود؛ این قضیه نشان میدهد که عمل دیفرانسیلگیری و انتگرالگیری معکوس یکدیگر هستند. برای تعریف دقیق این مفاهیم، حسابان به شدت متکی بر ایدههای بنیادی همگرایی دنبالهها و سریهای نامتناهی است که همگی بر پایهی مفهوم حد (Limit) تعریف میشوند. این دستگاه ریاضیاتی بهطور همزمان و مستقل در اواخر قرن هفدهم میلادی توسط دانشمندان برجستهای چون ایزاک نیوتن و گوتفرید ویلهلم لایبنیتس توسعه یافت و امروزه به عنوان یکی از ستونهای اصلی در علوم، مهندسی، و اقتصاد مدرن کاربرد دارد.
از منظر آموزش ریاضی، معمولاً به عنوان درس مقدماتی آنالیز ریاضی معرفی میشود که تمرکز اصلی آن بر مطالعهی توابع و مبحث حدود است. خود واژهی حسابان (Calculus) برگرفته از کلمهی لاتین calculus است که معنای اصلی آن سنگریزه کوچک میباشد؛ این نامگذاری ریشه در شیوهی استفاده از قطعات سنگ برای محاسبات در دوران باستان دارد که معنای آن تکامل یافته و به این شاخهی ریاضی اطلاق شده است. این حوزه همچنین شامل زیرشاخههای تخصصی دیگری نظیر حساب تغییرات، حساب لامبدا، و حساب ریچی نیز میشود.
{calculus} [ریاضی] شاخه ای از ریاضی که به مشتق گیری و انتگرال گیری و مباحث مربوط به آنها می پردازد
حسابان ( به انگلیسی: Calculus ) ( یا حساب دیفرانسیل و انتگرال )، که در گذشته به آن حساب بی نهایت کوچک ها ( به انگلیسی: Infinitesimal Calculus ) می گفتند، شاخه ای از ریاضی است. همان گونه که هندسه مطالعۀ اشکال و جبر تعمیم عملیات حساب ( چهار عمل اصلی ) است، حسابان به مطالعۀ ریاضیاتی تغییرات پیوسته می پردازد.
حسابان دارای دو شاخه: حساب دیفرانسیل و حساب انتگرالی است. حساب دیفرانسیل به مطالعه نرخ تغییرات و شیب منحنی ها پرداخته در حالی که حساب انتگرالی به تجمع مقادیر و نواحی تحت منحنی ها می پردازد. این دو شاخه توسط قضیه ی اساسی حسابان، به یک دیگر مرتبط شده و از مفاهیم بنیادی همگرایی دنباله ها و سری های نامتناهی به یک حد خوش تعریف استفاده می کنند.
حساب بی نهایت کوچک ها به طور مستقل در اواخر قرن هفدهم میلادی توسط ایزاک نیوتون و گوتفرید ویلهلم لایبنیز توسعه یافت. امروزه حسابان در علوم، مهندسی و اقتصاد کاربردهای گسترده ای پیدا کرده است.
در آموزش ریاضی، حسابان نشانگر درسی مقدماتی از آنالیز ریاضی است که به طور عمده به مطالعه توابع و حدود می پردازد. کلمه حسابان ( جمع آن calculi است ) یک کلمه لاتین است که معنای اصلی آن سنگ کوچک است. به دلیل این که از تکه های سنگ برای محاسبات استفاده می کردند، معنای این کلمه تکامل یافته و این کاربرد را پیدا کرد. این موضوع شامل موارد دیگری از جمله حساب گزاره ای، حساب ریچی، حساب تغییرات، حساب لامبدا و حساب فرآیندی نیز می شود.
حساب دیفرانسیل و انتگرال مطالعه ریاضی تغییرات پیوسته است، به همان صورتی که هندسه مطالعه شکل است، و جبر مطالعه تعمیم های عملیات حسابی است. در اصل حساب بی نهایت کوچک یا «حساب بسیار کوچک» نامیده می شود، دو شاخه اصلی دارد، حساب دیفرانسیل و حساب انتگرال. اولی به نرخ های لحظه ای تغییر و شیب منحنی ها مربوط می شود، در حالی که دومی به انباشتگی مقادیر و نواحی زیر یا بین منحنی ها مربوط می شود. این دو شاخه با قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال با یکدیگر مرتبط هستند و از مفاهیم بنیادی همگرایی دنباله های نامتناهی و سری های نامتناهی تا حدی کاملاً تعریف شده استفاده می کنند.
حسابان مدرن در قرن ۱۷م میلادی اروپا توسط ایزاک نیوتون و گوتفرید ویلهلم لایبنیز توسعه یافت ( هر کدام مستقل از دیگری در همان حدود زمانی نتایجشان را منتشر کردند ). اما عناصری از این مباحث اولین بار در یونان باستان ظهور پیدا کردند، آنگاه در چین و خاورمیانه و سپس در اروپای قرون وسطا و هند ظاهر شدند.
رجوع شود به:حساب دیفرانسیل و انتگرال
شاخهای از ریاضی که به مشتقگیری و انتگرالگیری و مباحث مربوط به آنها میپردازد.