حجره

کلمه حجره در زبان فارسی به معنای اتاق کوچک یا فضایی بسته است که برای زندگی، کار یا نگهداری از اشیاء طراحی شده‌اند.

معانی و مفاهیم:

اتاق کوچک: حجره به معنای یک اتاق کوچک است که می‌تواند برای زندگی یا کار مورد استفاده قرار گیرد.

محل کسب و کار: در برخی از فرهنگ‌ها، حجره به معنای فروشگاه یا مغازه‌ای است که در آن کالاهایی به فروش می‌رسد، به ویژه در بازارهای سنتی.

محل تحصیل: در برخی موارد، حجره به معنای محل تحصیل و یادگیری، به ویژه در مدارس سنتی یا حوزه‌های علمیه نیز به کار می‌رود.

معادلات و مترادف‌ها:

مترادف‌ها: اتاق، اتاقک، مغازه، محل.

معادل‌ها در زبان‌های دیگر: در انگلیسی: room ،shop ،cell (در معنای اتاق کوچک).

متضادها: فضای باز یا خانه بزرگ.

لغت نامه دهخدا

( حجرة ) حجرة. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به حجره شود.
حجرة. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) ناحیه سرای. ج، حجر. حجرات. حواجر، یقال للرجل اذا کثرماله انتشرت حجرته، و فی المثل یربض حجرةً و یرتعی وسطاً.
حجرة. [ ح َ ج َ رَ ] ( ع اِ ) یکی سنگ. ج، احجار، حجاره.
حجرة. [ ح َ ج َ رَ ] ( ع ص ) ارض حجرة، زمین بسیار سنگ. سنگلاخ.
حجرة. [ ح َ رَ ] ( اِخ ) نام بلده ای به یمن. ( معجم البلدان ). قصبه ای است به یمامه ( مهذب الاسماء ). شاید بنو حجرة بدان منسوب باشند. ( صبح الاعشی ج 1 ص 335 و 334 ).
حجره. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ ) پاره ای زمین دیوار در کشیده مسقف. پاره ای از زمین. ( دهار ). ج، حُجَر، حُجرات، حُجَرات و حُجُرات. || در تداول فارسی زبانان، اطاق طلبه در مدرسه. || دکان تاجر. || هریک از خلوتهای حمام: حمامی دارای ده حجره. || خانه خرد. ( منتهی الارب ). خانه. اتاق. غرفه

فرهنگ معین

(حُ رِ ) [ ع. حجرة ] (اِ. ) خانه، اتاق. ج. حجرات.

فرهنگ عمید

۱. اتاقی در مدرسه یا کاروان سرا.
۲. [قدیمی] غرفه، اتاق.
۳. [قدیمی] خانه.
۴. [قدیمی] ناحیه.

فرهنگ فارسی

خانه، اطاق، ناحیه، کاروانسرا، حجرات
( اسم ) ۱ - خانه اطاق غرفه. ۲ - کلبه. جمع: حجرات. یا حجر. دست چپ. دل قلب.
جائیست که در میان سیاه چال واقع بود و ارمیای نبی را در آنجا حبس نمودند

فرهنگستان زبان و ادب

{cryptand} [شیمی] واحد مولکولی متشکل از مجموعه ای چندحلقه ای که یک حفرۀ مولکولی به وجود می آورد که می تواند واحد دیگری، یعنی کاتیون یا آنیون یا مولکول خنثی، را به عنوان مهمان در خود نگه دارد

دانشنامه آزاد فارسی

حُجره
در بازارهای ایرانی، فضایی کوچک که اجناس و کالاهای تجاری را در آن به معرض فروش می گذارند. در مرسوم ترین شکلِ بازار ایرانی، که بازارهای دو طبقه است، حجره های طبقۀ بالا معمولاً دفترِ کارِ تجارتخانه ای بود که اجناس خود را در حجرۀ زیرین به تماشا می گذارْد. حجره ها را در دو سوی راستۀ بازار کناربه کنار می سازند. مساحتِ هر حجره، به تقریب، از دَه تا بیست متر متفاوت است. در برخی حجره ها، مثلاً، در گذشته، حجره های راستۀ مسگرها (← مِسگری )، کالاهایی به فروش گذاشته می شد که در همان جا تولید می شدند. به غرفه های کاروان سراها نیز حجره می گویند. همچنین طلاب علوم دینی نیز، به اُتراق گاه های شخصی خود در مدرسه علمیه حجره می گویند. معمولاً انفرادی یا دو نفره اند و سکونت در آن برای طلبه مجانی است. گاهی نیز به منزلۀ کلاس درس نیز از آن استفاده می شود. در بعضی از حوزه های علمیه، طلبه ای از امتیاز حجره برخوردار می شود که لُمعتَین را خوانده و وارد دورۀ سطح شده باشد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] پرده یا پرچینی است که در پیش خانه نهند تا از نظر بیگانگان پوشیده مانند. و چون خانه های پیغمبر صلی الله علیه وآله مشرف بر مسجد بود. بیرون آن از فاصله اندک پر چینی نهاده بودند تا از بیرون خانه کسی که در مسجد است درون خانه را نبیند، و مردم بیرون آن حجرات یعنی پر چین ها منتظر بیرون آمدن پیغمبر صلی الله علیه و آله می نشستند «ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لایعقلون»(سوره حجرات/آیه4) آنها که تو را از پشت حجره ها آواز می دهند بیشتر ایشان عقل ندارند. در باره گروهی از اعراب است که رعایت آداب نمی کردند.
نثر طوبی، علامه شعرانی، انتشارات اسلامیه، ج1، ص159

ویکی واژه

جایی مانند اتاق معمولا در بازار سرپوشیده که در آن بازرگانان خرید و فروش می‌کنند، دکان تاجران.
اتاق، چهاردیواری. محل نشست و اسکان موقت طلبه در حوزه.
مغازه. دکان، حجرة به‌صورت جمع حجرات.

جملاتی از کلمه حجره

ورودی اصلی به بنا، از طریق یک ایوان بسیار بلند و رفیع امکان‌پذیر است که در ضلع شمالی دارای چندین حجره است که سازنده آن این بنا را با کمی چرخش در جهت شمالی-جنوبی احداث کرده‌است.
سه ماه پس از آن، ابراهیم قوام به دیار باقی شتافت و محمد سوگوار ناگزیر به شیراز بازگشت و به گرداندن حجره‌های بازرگانی پدرش پرداخت.
ساختمان این امامزاده شامل بقعه، قبه، ایوان، حجره و حیاط است. بقعه هشت ضلعی و شامل گنبد کلاهخودی رفیع از آجر تراش داده شبیه گنبد ابو لعلی مهدی و ساق گنبدی به طول تقریبی چهار متر است. گویا دارای همان نوع معماری است و به نظر می‌رسد ساخت آن توسط یک معمار صورت گرفته و در یک زمان به اتمام رسیده باشد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم