حافظی
حافظی نسبتی اصیل فارسی است که به حافظ منسوب میشود. این واژه بهعنوان یک صفت نسبی به افرادی اطلاق میگردد که یا از نوادگان حافظ شیرازی هستند و یا به دلایلی، پیوندی با این خاندان دارند. در طول تاریخ، بسیاری از شخصیتهای برجسته و ادیبان نامآور با این نسبت شناخته شدهاند.
در متون کهن فارسی، از جمله تاریخ بیهقی، به افرادی با این نسب اشاره شده است. برای نمونه، در صفحهی ۹۹ این اثر، چنین آمده است: و کار دولت ناصری یمینی حافظی معینی که امروز ظاهر است. این عبارت گواه آن است که این نسبت حتی در دربارها و میان کارگزاران حکومتی نیز رواج داشته و حاکی از جایگاه اجتماعی و فرهنگی والای خاندانهای منسوب به حافظ است.
بنابراین، واژهی حافظی تنها یک نام خانوادگی نیست، بلکه نشاندهندهی پیوندی عمیق با میراث فرهنگی و ادبی ایران، بهویژه با جهانِ شعر و عرفان حافظ شیرازی است. حفظ و کاربرد دقیق این واژه، با رعایت کامل املای فارسی و نیمفاصله، در متون رسمی و علمی، به غنای زبان و احترام به پیشینهی تاریخی آن کمک شایانی میکند.
لغت نامه دهخدا
حافظی. [ ف ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به حافظ، و گروهی از بزرگان بدین نسبت شهرت دارند: و کار دولت ناصری یمینی حافظی معینی که امروز ظاهر است. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 99 ).
حافظی. [ ف ِ ] ( اِخ ) شاعر و فقیه عهد شاه طهماسب. او راست منظومه ای فارسی در طهارت ونماز در حدود دویست بیت، و آنرا به دستور شاه طهماسب برای آسانی حفظ به نظم آورده. آغاز آن چنین است:
ابتدأنا باسمه الاعظم
و هو اﷲ صانع العالم.
و دراواخر آن گوید:
حافظی این رساله مختصریست
ازبرای عرابی و حضریست.
و نسخه آن نزد سید صدر در کاظمین هست. ( الذریعة ج 3 ص 450 ).
حافظی. [ ف ِ ] ( اِخ ) ( خواجه... ) از دارالامان کرمان است، اما از بسیاری اقامت در شهر هرات میتوان گفت از آنجاست. طالب علم است، و از حکاکی صاحب وقوف. او راست:
فروغ ماه رخت دیده را پرآب کند
کسی ندیده که مه کار آفتاب کند.( ترجمه مجالس النفائس ص 153 ).وی از شعرای ایران است و به زمان شاه عباس پیشه حکاکی داشت، فاضل و عالم بود. ( قاموس الاعلام ترکی ).
حافظی. [ ف ِ ]( اِخ ) ابوالفتح یانس حافظی. الحافظ لدین اﷲ فاطمی، بسال 526 هَ. ق. وی را به وزارت خود در قاهره بگماشت و چون از او خودسری دید او را با زهر بکشت و وزارت به پسر وی سلیمان داد. ( الاعلام زرکلی ص 592 و 593 ).
حافظی. [ ف ِ ] ( اِخ ) محمد پارسا. رجوع به محمد پارسا شود.
فرهنگ فارسی
از دار الامان کرمان است
جمله سازی با حافظی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او پس از خداحافظی از فوتبال مدتی هم سرمربی جوانان منچستر بود اما آن را رها کرد و به کارهای تلویزیونی پرداخت.
💡 کرژاکوف در ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۷ رسماً از فوتبال خداحافظی کرد و به عنوان سرپرست جوانان زنیت آکادمی این تیم آغاز به کار کرد.