درگیریهای کلامی و قسم خوردن را جدال مینامند. در این زمینه، جدال به دو معنا مورد بحث قرار گرفته است: یکی در ارتباط با روزه و اعتکاف و دیگری در مورد حج. جدال دو مفهوم دارد؛ یکی به معنای درگیری در گفتوگو و دیگری به معنای گفتن بَلی واللّه یا لا وَاللّه برای تأیید یا رد یک موضوع. این واژه از ریشه جدل به معنای گفتگویی است که با نزاع همراه است. در اصل، این واژه به معنای محکم پیچیدن طناب به کار میرود و به دلیل اینکه طرفین این نوع گفتگو به یکدیگر میپیچند و هر کدام تلاش میکند تا نظر خود را به کرسی بنشاند، این اصطلاح به وجود آمده است. اگرچه این واژه، مراء و حجاج از نظر معنا شباهتهایی دارند، اما این واژه به ویژه برای متقاعد کردن طرف مقابل به تغییر عقیدهاش استفاده میشود. دانشمندان اسلامی معانی مختلفی برای این واژه ارائه کردهاند و به گفته مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار، این واژه بیشتر در مباحث علمی کاربرد دارد. همچنین، گاهی بیان شده که هدف از جدال تحقیر و ناتوان کردن طرف مقابل است و به حملات ابتدایی اشاره دارد. در برخی موارد نیز گفته شده که این واژه شامل جنبههای دفاعی و تهاجمی در برابر حریف است.
جدال
لغت نامه دهخدا
جدال. [ ج ِ ] ( ع مص ) خصومت کردن باکسی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). سخت خصومت کردن. ( از اقرب الموارد ). با کسی واکاویدن بخصومت. ( تاج المصادر بیهقی ). پیکار. نبرد. رزم. جنگ. نزاع. مناقشه و خصومت. ( ناظم الاطباء ). جنگ و خصومت کردن. ( غیاث اللغات ). سختی در مخاصمت. گفتگو بر سبیل منازعت و مغالبت. خصام. داوری. جدل. مجادله. در عربی مرادف قتال است که از کشش و کوشش با کسی کاویدن بدشمنی و دشمنی کردن باشد.
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. پیکار، رقابت: جدال بر سر قهرمانی.
۳. کشمکش، جروبحث، بگومگو.
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر ) پیکار جستن نبرد کردن. ۲- داوری جستن ستیزیدن. ۳- ( اسم ) پیکارجویی خصومت کشمکش. ۴- پرخاش جویی. ۵- ( اسم ) جنگ ستیز نبرد.
شهری است بموصل قریه بزرگ معموری است که بر تل بلندی در دو منزلی موصل قرار دارد. مرد آنجا نصرانی اند و در سر راه کاروانها است و کاروانسرای آبادی در نزدیکی آن وجود دارد و من آن را بارها دیده ام.
جملاتی از کلمه جدال
به رزمگاه کمان و سپر به گاه جدال به دست خسرو ناگه بگرید ابرو قمر
هان ای بهار! جنگ و جدال جهانیان هست از ورای پردهٔ جهل و مکابره
احمد آخر زمان را انتقال در ربیع اول آید بی جدال