جدائی

مترادف‌ها

جدایی، دوری، فراق

متضادها

وصال، پیوستن، اتحاد، پیوند

لغت نامه دهخدا

جدائی. [ ج ُ ] ( حامص ) رجوع به جدایی شود.

ویکی واژه

separazione

جمله سازی با جدائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفتی که هزار حیلت انگیخته ایم تا طرح جدائی این دو را ریخته ایم

💡 نکرده ام به دل اندیشه جدائی تو نعوذ بالله از اندیشه ز دانش دور

💡 جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد تو با من آن چه نکردی غم فراق تو کرد

💡 بحث منطقی بهترین راه برای کسب حقایق است وجدال ومراءکه همراه باتعصب و لجاجت می‌باشد موجب عقب ماندگی و نفرت و جدائیست. جدال، دروغ دشمنی ونفاق رابدنبال دارد.

💡 پارلمان کوزوو با تصویب اعلامیه استقلال و جدائی این استان از صربستان، کوزوو را کشوری مستقل، دمکراتیک و حاکم بر سرنوشت خود اعلام کرده‌است.

💡 جدائی از عزیزان و دوستان در هنگام مهاجرت به کشورهای دیگر، تجربه‌ای بسیار تلخ و دشوار است که بسیاری از مهاجران با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

💡 در بسیاری از آثار ادبی و اشعار کلاسیک، جدائی معشوق به عنوان اصلی‌ترین موضوع برای بیان حالات دلتنگی و رنج‌های عمیق انسانی مورد بحث قرار گرفته است.

💡 تصمیم برای جدائی از یک رابطه عاطفی طولانی‌مدت، نیازمند شجاعت بسیار زیاد و تفکر عمیق درباره آینده و سلامت روان هر یک از طرفین رابطه است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران