جاشو. ( اِ ) ناویار. ملاح. این کلمه در نسب امیر هرموز در بدایع الازمان فی وقایع کرمان آمده است و چنین مینماید که جاشو چون لقبی به معنی امروزین یعنی ملاح، از قدیم متداول بوده است: آنگاه که ملک قاوورد قصد تسخیر عمان میکند وبایستی سپاه او از دریا بگذرد به او گویند: خطر امواج دریای محیط در پیش است و از رکوب مراکب ناچار... گفت سم اسب من آنجا رسد؟ گفتند اگر والی و امیر هرموز بدر عیسی جاشو، زیر پایها و کشتیها سازد رسد، و بدین عزم عازم آن حدود شد و امیر هرموز را حاضر کرد و بفرمود تا جواری و منشآت و مراکب و سفائن را ترتیب سازد... ( بدایع الازمان فی وقایع کرمان ).
(اِ. ) کسی که در کشتی کار می کند.
کسی که در کشتی کار می کند، کارگر کشتی، ملاح.
کارگرکشتی، ملاح، جاشوان جمع
( اسم ) کسی که در کشتی کار میکند کارگر کشتی.
جاشو، ناویار يا ملاح، کارگر کشتی یا لنج است که زیر نظر ناخدا کار میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتشسوزی در یک ساختمان هشت طبقه در شهر جاشون در استان چانگخونگ شمالی، قبل از ساعت ۴ صبح به وقت محلی به وقوع پیوست و ساختمان را از بین برد.
💡 شرکت آپولو گلوبال منیجمنت در سال ۱۹۹۰ توسط لئون بلک، جاشوا هریس، مارک روان و آنتونی رسلر، راهاندازی شد و در سال ۲۰۱۳ سرمایه تحت مدیریت آن بالغ بر ۱۱۴٫۳ میلیارد دلار برآورد گردید.
💡 دفتر مرکزی اسویجی ایر در سنت وینسنت و گرنادینها واقع شدهاست و قطب این شرکت هواپیمایی در فرودگاهای. تی. جاشوا قرار دارد.
💡 جاشوا به استانبول سفر میکند و در هتلی در استانبول اقامت میکند، در آنجا با زنی به نام عایشه آشنا میشود که مدیر هتل است. کانر در مسیر جستجوی پسرانش به افسری به نام حسن برمیخورد و از کمکهای او بهرهمند میشود.
💡 آنتونی جاشوا شِیفر (۱۵ مارس ۱۹۲۶ – ۶ نوامبر ۲۰۰۱) نمایشنامهنویس فیلمنامهنویس، رماننویس، وکیل مدافع و مدیر تبلیغاتی انگلیسی بود.