وقایع. [ وَ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ وقیعة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
- وقایع العرب؛ ایام حروب و اخبار ایشان. ( از منتهی الارب ). روزهای جنگ تازیان و داستانهای تازیان. ( ناظم الاطباء ). اخبار کارزارها. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
|| در تداول، سرگذشت ها. اتفاقات. رویدادها وحوادث و احوال. ( آنندراج ). در تداول فارسی وقایع جمع واقعه گرفته میشود. ( فرهنگ فارسی معین ).
(وَ ی ) [ ع. وقائع ] (اِ. ) جِ وقیعه، حوادث، سرگذشت ها.
۱. = واقعه
۲. (تصوف ) حالات روحی که بر سالک عارض می شود.
حوادث و آسیب هاوسرگذشت هاوصدمات
(اسم ) جمع وقیعه ( وقیعه ). ۱- آسیب جنگ. ۲- جنگ پیکار. ۳- سرگذشتها اتفاقات: (( بر کیارق... بروزگار او حوادث و وقایع بسیار افتاد. ) ) یا وقایع عرب. روزهای جنگ تازیان و داستانهای آنها. توضیح در تداول ایرانیان وقایع جمع ((واقعه ) ) گرفته میشود.
وقائع
جِ وقیعه؛ حوادث، سرگذشتها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و این اختلافات و تفاوتات هر کسی فرق نتواند کرد و باز نتواند شناخت جز شیخی کامل. و چون سالک وقایع شناس نبود در وقایع بند شود و راه نتواند رفت. یکی از ضرورات احتیاج بشیخ این است.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به اسکندر، بی غم، عشق و بلایای دیگر، وقایعنگاری فرانکنشتاین و پلیدیهای داوینچی اشاره کرد.
💡 واقع به وقعه ای شده کز فرط بی کسی خون گلوی ماست وقایع نگار ما
💡 اعدا کشیدهاند ازو،آنچه مشرکان در خیبر از وقایع حیدر کشیدهاند
💡 سکههای درهم عربی، ساسانی و عربی-ساسانی که در اطراف سن پیترزبورگ یافته شده و شیوهٔ ضرب برخی سکهها در دوران علویان طبرستان، نیز از آثاری هستند که اطلاعاتی از وقایع و زمان آنها میدهند.