لغت نامه دهخدا
ثرا. [ ث ِ ] ( اِخ )جائی است بین رویثة و صفراء در پائین وادی حی. یوم ذی ثرا؛ نام یکی از جنگهای عرب است. ( مراصد الاطلاع ).
ثرا. [ ث ِ ] ( اِخ )جائی است بین رویثة و صفراء در پائین وادی حی. یوم ذی ثرا؛ نام یکی از جنگهای عرب است. ( مراصد الاطلاع ).
(ثَ ) [ ع. ثراء ] ۱ - (مص ل. ) ثروتمند شدن، بی نیاز شدن. ۲ - (اِمص. ) دارایی، توانگری.
=ثری sarā
۱-( مصدر ) توانگر شدن بی نیاز شدن. ۲- افزودن ( مال و مردم و مانند آن ). ۳- ( مصدر ) بسیار مال گردانیدن. ۴- ( اسم ) بسیاری مال توانگری.
جائی است بین رویثه و صفرائ در پایئین وادی حی
ثراء
ثروتمند شدن، بی نیاز شدن.
دارایی، توانگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین قدح درد آمد و اول تشریف برد، هر سخن که بر این منوال بود نه در خور وقت و لایق حال بود، پس بر نزغاب شیطانی وعثرات نفسانی حمل کردم و این بساط بنوشتم و لاحول گفتم و بازگشتم.
💡 همه اسکنرهای اثرانگشت ممکن است با روشهایی فریب خورند. این روشها شامل عکاسی از اثر انگشت، پردازش عکسها با استفاده از نرمافزاره ویژه و چاپ ماکتهای اثر انگشت با استفاده از چاپگر سهبعدی است.
💡 برد هر بدره که بود از پسزم عز علیه برد هرصدره که بود از پدرم طاب ثراه
💡 نظر پزشکان بر این است که افزایش مقدار نوشیدن شراب بیشتر از دو لیوان در روز اثرات زیر را بر زیبایی دارد
💡 ثناگر است و دعاگوی و نظم و نثرانگیز ترا به نظم ثنا گوید و به نثر دعا