توصیه

واژه توصیه در زبان فارسی به معنای پیشنهاد یا مشاوره و نصیحت می‌باشد. نصیحت یکی از موضوعات مهم در علم اخلاق است و به معنای خیرخواهی به شمار می‌آید. این مفهوم دارای مصادیق گوناگونی است، از جمله نصیحت برای خدا، قرآن، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و اهل بیت (علیهم‌السلام)، همچنین نصیحت برای حاکم اسلامی، جامعه اسلامی، هر یک از افراد جامعه، مشورت‌گیرنده، خود فرد و سایر مخلوقات. نصیحت برای مؤمنان به انواع مختلفی تقسیم می‌شود و آثار خاصی نیز دارد. این عمل از وظایف مؤمنان محسوب می‌شود و بنابراین نقش مهمی در ارتباط انسان با خداوند متعال و دیگران ایفا می‌کند. نصیحت یکی از والاترین ویژگی‌ها و فضایل انسانی به شمار می‌آید. این امر در برقراری ارتباط انسان با خداوند متعال و دیگران اهمیت زیادی دارد؛ ارتباطی که شامل صداقت، پاکی، وفاداری و اخلاص است و فردی که به دنبال اخلاق است را از ریا، نفاق، تزویر و فریب دور می‌سازد. بدیهی است که چنین ارتباطی می‌تواند تأثیر بسزایی در دستیابی به سعادت انسان داشته باشد.

لغت نامه دهخدا

( توصیة ) توصیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) اندرز کردن و فرمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). اندرز کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). وصیت و اندرز کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). وصیت کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ): فلایستطیعون توصیةً و لا الی اهلهم یرجعون. ( قرآن 36 50/ ). || ( اِ )، اندرز و نصیحت و وصیت. ( ناظم الاطباء ). سپارش. وصیت. سفارش. اندرز. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(تُ یِ ) [ ع. توصیة ] (مص م. ) ۱ - سفارش کردن. ۲ - اندرز دادن.

فرهنگ عمید

۱. اندرز دادن.
۲. سفارش کردن.
۳. [قدیمی] وصیت کردن.

فرهنگ فارسی

وصیت کردن، اندر دادن، سفارش کردن
( مصدر ) ۱- سفارش کردن. ۲ - اندرز دادن وصیت کردن. ۳ - ( اسم ) سفارشنامه.

فرهنگستان زبان و ادب

{advisory} [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] راهنمایی ها و اطلاعاتی برای هدایت ایمن پرواز و جابه جایی هواگرد

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَوْصِیَةً: سفارش
معنی لَا تَعْبُدُونَ: نمی پرستید (در عبارت "وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ﭐللَّهَ " با اینکه"لَا تَعْبُدُونَ" خبری است مراد از آن نهی مؤکد است مثلاً در فارسی هم می گوییم:"به این کلید دست نمی زنی "و منظورمان این است که این توصیه و نه...
ریشه کلمه:
وصی (۳۲ بار)

جملاتی از کلمه توصیه

وی اولین کسی است که در کتاب الاقتصاد عمل جراحی زیبایی یا پلاستیک را توصیه میکند
در بیان توصیه‌ی آن سرحلقه‌ی اهل نیاز، به کتمان سرّ و نهفتن راز.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم