لغت نامه دهخدا
توحی. [ ت َ وَح ْ حی ] ( ع مص ) شتافتن، یقال: توح یا هذا؛ ای اسرع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
توحی. [ ت َ وَح ْ حی ] ( ع مص ) شتافتن، یقال: توح یا هذا؛ ای اسرع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ وَ حِّ ) [ ع. ] (مص ل. ) شتافتن.
شتافتن ٠
شتافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آیه ۲۲ سوره انبیاء، در دلیلآوری برای توحید اینطور بیان میدارد:
💡 در قلزم توحید همه غرق فنایند از جوشش آن قلزم زخار مگویید
💡 تو از آن شاخ برومند بزادی که ز فضل درس توحید دهد نخله عمرانی را
💡 ببر بی نشان بحری که تاء/ییدست لؤلؤیش بجو لامکان ابری که توحیدست بارانش
💡 باور به جهان بینی توحیدی بر اساس لا اله الا الله و محمدرسول الله. (همان عقاید اسلامی)
💡 در مهر ۱۳۹۰ مجموعه شعری به نام «اهورانامه: سرودههای توحیدی» از وی به چاپ رسید.