تنصر

لغت نامه دهخدا

تنصر. [ ت َ ن َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) ترسا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مروسیدن به یاری کردن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ نَ صُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - مسیحی شدن، نصرانی گردیدن. ۲ - به کسی یاری رساندن.

ویکی واژه

مسیحی شدن، نصرانی گردیدن.
به کسی یاری رساندن.

جمله سازی با تنصر

💡 اینست قول هر گروهی اندر برزخ که یاد کرده شد، و ما حقیقت برزخ بفرمان خداوند روز کار المستنصر بالله صلوات الله علیه و علی آبائه الطاهرین و ابنائه الاکرمین اندر کتاب «مصباح» یاد کرده ایم.

💡 وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ یعنی و ان استنصروکم الذّین آمنوا و لم یهاجروا عن الکفار، فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلی‌ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثاقٌ عهد الی مدة او موادعة فلا تغدروا.

💡 موید فی الدین شیرازی، یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های دعوت دینی و سیاسی اسماعیلی در دوره فاطمیان بوده است. در اوج قدرت فاطمیان در طی قرن پنجم/ یازدهم بیشتر عمر خود را در خدمت خلیفه و امام اسماعیلی مستنصر بالله به عنوان داعی در منصب‌های مختلف اداری، سیاسی، نظامی و دینی گذرانید و سرانجام به بالاترین مقام در دعوت اسماعیلی یعنی مرتبه داعی الدعاتی رسید.

💡 ابن نجار آخرین دوره عمر خود را در بغداد به تدریس و تألیف گذراند و پس از تأسیس مدرسه مستنصریه (631 هجری قمری) به تدریس گماشته شد.

💡 مستعصم پسر خلیفه عباسی مستنصر و مادرش هاجر پس از مرگ پدر، در اواخر سال ۱۲۴۲ به سلطنت رسید. به دلیل مخالفتش با به قدرت رسیدن شجر الدر به سلطنت مصر در طول جنگ صلیبی هفتم مشهور است. گفته شده او به مصر پیام فرستاد و گفت: اگر در آنجا مرد ندارید به ما بگویید تا بفرستیم. در سال ۱۲۵۵/۱۲۵۶ میلادی هولاکو خان پادشاه ایلخانان خلیفه را مجبور کرد که نیروهای خود را برای لشکرکشی به الموت به او قرض دهند.

💡 اَرویٰ صُلَیْحی (۱۰۴۸ - ۱۱۳۸) (نسب: اَرویٰ بنت احمد بن جعفر) شهبانوی یمنی؛ حاکم درازمدت یمن (۱۰۶۷-۱۱۳۸ م) بود. ملکه اروی روابط یمن را با فاطمیان مصر تقویت نمود. ملکه اَرویٰ از سوی هشتمین خلیفه فاطمی، امام المستنصر بالله به مقام حاکم بلاد یمن برای ترویج مذهب اسماعیلیه تعیین شد.